Monday, March 27, 2017   امروز ,   دوشنبه 7 فروردين 1396 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
11 خرداد 1391
آيا تاريخ در حال تكرار است؟ (مدرك 2)
آيا تاريخ در حال تكرار است؟

دستورالعمل محرمانه شوروي در مورد انجام ماموريت ويژه

در سراسر آذربايجان جنوبي و استانهاي شمالي ايران [1 ]

 

14 ژوديه 1945 (24 امرداد 1324)

به كلي سري

I- درباره ايجاد فرقه دموكرات آذربايجان

1-فوري ترتيب انتقال پيشه وري و كامبخش [2] را به باكو براي انجام مذاكره بدهيد. بسته به نتيجه مذاكره، انتقال پادگان [3] رياست كميته ناحيه اي حزب توده آذربايجان را در نظر داشته باشيد.

2- براي ايجاد كميته هاي تشكيلاتي در مركز [4] و مناطق ديگر، نامزدهاي مناسب از ميان دموكراتهاي موجه از ميان روشنفكران، بازرگانان طبقه متوسط، خرده مالكان و روحانيان، از ميان احزاب مختلف دموكرات و همچنين از ميان غيراعضاء، انتخاب و آنان را در كميته هاي تشكيلاتي فرقه دموكرات آذربايجان وارد كنيد.

بالاترين الويت، مربوط به كميته تشكيلاتي تبريز استكه وسيله نشريات دموكرات موجود، مانند خاور نو، آژير، جودت و بقيه، تقاضاي ايجاد فرقه دموكرات آذربايجان را خواهند نمود.

3- گروه هاي موسس در ديگر مناطق با چاپ تقاضا در نشريات، خواستار حمايت از ايجاد كميته هاي فرقه دموكرات از ميان فعالان تشكيلات حزب توده و ديگر تشكيلات هاي دموكرات خواهند گرديد. اجازه ندهيد كه اين امر تنها محدود به تغيير نام حزب توده به حزب دموكرات آذربايجان گردد. به كميته منطقه اي حزب توده تبريز و تشكيلات ناحيه اي آن توصيه كنيد كه تقاضاي فرقه دموكرات آذربايجان را مورد بررسي قرار داده و تصميم به انحلال تشكيلات حزب توده گرفته و اعضاء را وارد فرقه دموكرات آذربايجان نمايد.

پس از ايجاد كميته تشكيلاتي فرقه دموكرات آذربايجان در تبريز، بالاترين الويت، ايجاد كميته هاي تشكيلاتي فرقه دموكرات آذربايجان در شهرهاي زير است: اردبيل، رضائيه [5] ، خوي، ميانه، زنجان، مراغه، مرند، ماكو، قزوين، رشت، پهلوي، ساري، شاه [6] ، گرگان و مشهد.

ايجاد يك ارگان مطبوعاتي در كميته تشكيلاتي فرقه دموكرات آذربايجان در تبريز به نام «صداي آذربايجان [7] ».

ترتيب تهيه برنامه ها و منشور براي كميته تشكيلاتي تبريز داده شود.


II- اقدام لازم براي اطمينان از انتخاب نمايندگان براي دوره پانزدهم قانونگذاري

1- آغاز مذاكره با نمايندگان مجلس كه از آنان در زمان انتخابات براي اين دوره قانونگذاري حمايت مي شود، با هدف نامزد كردن اين نمايندگان براي دوره پانزدهم قانونگذاري با اين شرط كه آنان در راه عملي كردن شعارهاي فرقه دموكرات آذربايجان مبارزه نمايند.

2- اقدامات لازم براي انتخاب نامزدهاي نمايندگي مجلس از ميان افراد دموكرات كه آماده مبارزه در راه عملي كردن شعارهاي فرقه دموكرات باشند، آغاز گردد.

3- مقايسه سياهه نامزدهاي نمايندگاني كه سفارت [8] توصيه كرده است با در نظر گرفتن دستورالعمل هاي جديد.

4- اقدامات در جهت شناساندن نامزدهاي دست چين شده براي مجلس، در مطبوعات آغاز و ترتيب تماس و ملاقات آنها با موكلان داده شود.

5- حمايت از اجتماعات، دمونستراسيون ها، اعتصابات و انحلال انجمن هاي انتخاباتي كه مناسب مانيستند، با هدف تضمين منافع ما در انتخابات.

6- در فرايند آمادگي براي انتخابات، در حوزه هاي شمالي ايران، مصالحه شود و افرادي كه به وسيله نيروهاي ارتجاعي نامزد شده اند و عليه كانديداهاي جنبش دموكرات فعال هستند اخراج گردند.

7- خواستار تعويض رهبران سازمانهاي ناحيه اي شويد كه با داشتن افكار ارتجاعي، مناسب نيستند.

- تاسيس «انجمن دستداران آذربايجان شوروي»  III

1- براي تاسيس «انجمن دوستداران آذربايجان شوروي» از افرادي كه در جشنهاي بيست و پنجمين سال آذربايجان شوروي شركت كرده بودند،‌استفاده شود.

2- از افرادي كه در كنسولگري هاي ما كار مي كنند، نظامي ها و فعالان حزبي در سازماندهي انجمن استفاده شود.

3- گروه تشكيلاتي «انجمن دوستداران آذربايجان شوروي» در تبريز، منشور انجمن را تهيه نمايند.

4- براي جلب گسترده مردم به «انجمن دوستداران آذربايجان شوروي» از مطبوعات بطور سازمان يافته براي تشريح دستاوردهاي اقتصادي، فرهنگي و هنري آذربايجان شوروي و دوستي تاريخي مردم آذربايجان جنوبي با مردم آذربايجان شوروي استفاده شود.

- تشكيلات جنبش تجزيه طلبي IV

انجام كارهاي تشكيلات براي ايجاد جنبش تجزيه طلبي براي منطقه خودمختار آذربايجان و منطقه خودمختار كردستان با اختيارات گسترده.

در استانهاي گرگان، گيلان، مازندران و خراسان، تشكيلات جنبش تجزيه طلبي بر مبناي مسايل منطقه اي بر پا شود.

در استان گيلان:

ايجاد تشكيلات خدمات اجتماعي و وسايل تفريح در شهرهاي رشت و پهلوي، و تخصيص حداقل 50% از ماليات جمع آوري شده در استان به اين منظور.

در استان گرگان:

آموزش زبان محلي تركمن در مدارس، جايگزيني ژاندارمري و شهرباني محلي با افراد تركمن و تخصيص حداقل 50% ماليات جمع آوري شده در استان به تشكيلات خدمات اجتماعي و وسايل تفريح و بهداشت در گنبد كاووس، گرگان و بندر شاه.

در استانهاي مازندران و خراسان:

تخصيص حداقل 50% ماليات جمع آوري شده در استان براي خدمات عمومي و وسايل تفريح در شهرهاي ساري، شاه، مشهد و قوچان. افزون بر آن، مسايل مربوط به ايجاد جنبش تجزيه طلبي جداگانه در اين استانها مطرح گردد.

V- تشكيلات انجمن ها

پس از ايجاد كميته هاي تشكيلاتي حزب دموكرات آذربايجان [9] و همزمان با عمليات انتخاب نمايندگان دوره پانزدهم مجلس، با استفاده از هيجانات انتخابات، عمليات براي تشكيل انجمن ها آغاز گردد.

- تشكيلات مطبوعاتي   VI

 براي عمليات آشوبگرانه مطبوعاتي، يك چاپخانه براي انتشار مجله هاي جديد، افزون بر آن كه وجود دارد، در شهرهاي رشت، رضائيه و مهاباد، افزون بر آنچه وجود دارد تاسيس شود.

 

 

 



[1] AR SPIHMDA, f, 1, s.89, i.90, v.9.

[2]  عبدالصمد كامبخش، از بنيانگذاران حزب توده ايران

[3]  صادق پادگان، دبير ايالتي حزب توده در استان آذربايجان

[4]  تبريز

[5]  اروميه

[6]  بندر شاه، بندر تركمن كنوني

[7]  روزنامه  نداي آذربايجان

[8]  سفارت شوروري در تهران

[9]  فرقه دموكرات آذربايجان

بازدید صفحه: 1332
 



نژاد پرستانی مثل تو فقط باید با زور کشته شن.مطمئن باش اگه از دستم بیاد که آسیبی بهم نرسه هر کاری میکنم.چون ارزشت به اندازه ارزش یه تیکه سنگ کثیف هم نیست. حتی جنازتم باید عذاب ببینه.حیف خاک که نادان ها رو باید تحمل کنه.مشکلت اینه که نمیدونی خیلی چیزا رو نمیدونی. نمیدونی خیلی چیزا رو دروغکی نوشتن.فقط با خوندن کتاب آدم پیشرفت نمیکنه باید تفکرهم داشته باشه.حیف چند دقیقه ای که اینو نوشتم. مرگ بر فاشیست
به تو چه
هم ميهن گرامي، من خشم خون آلود شما را درك نمي كنم. بهتر نيست ديدگاه خود را بيان كنيد تا اينكه طرفي را كه با ديدگاهش موافق نيستيد با قصاوت به قتل برسانيد؟ آيا اگر اين آرزوي شما هميشه اثبات حقانيت شما باشد، مخالفت با ديدگاه شما بيشتر نخواهد شد و خون هاي بيشتري ريخته نخواهد شد؟ چرا حرف خود را نمي زنيد، مخالفت خود را اثبات نمي كنيد؟ آگاهي از آنچه در تاريخ گذشته چرا بايد شخصي مانند شما را برافروخته كند؟ لطفن من را روشن كنيد تا بلكه سوء تفاهم ها رفع شود.

با درود به شما جناب استاد زعیم 1.جناب استاد ایا شما محکومیت چند ایرانی به حبس ابد در کویت و بحرین به جرم جاسوسی را جزو اسیبها می شناسید؟جدا از سیاست خارجی جمهوری اسلامی شاید ان جاسوسها هم در حال فعاليت اطلاعاتي و امنيتي بودند که به گفته شما"يك ركن مهم ثبات و امنيت كشور است و بدون آن يك كشور خيلي زود فرو مي پاشد" 2.جناب استاد ایا به نظر شما سیاست خارجی شوروی شباهت زیادی با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ندارد( اقدامات تروریستی و خرابکارانه،مداخله در امور داخلی کشورها و ایجاد هسته های تروریستی برای ایجاد بی ثباتی و نارامی)؟از طرف دیگر ما می دانیم که امریکا هم در دوران جنگ سرد مشابه چنین رفتارهایی(البته نه فعالیتهای تروریستی)داشت.مانند دخالت در شیلی،نیکاراگوئه ،ویتنام و تقریبا اکثر کشورهای کمونیست یا شریک شوروی مانند مصر، هندوستان و کودتای28 مرداد در ایران و...اما ان ترس و تنفری که از شوروی وجود داشت از امریکا وجود نداشت.شما علت این مسئله را در چه می دانید؟دخالت پنهانی و هوشمندانه امریکا و دخالت اشکار و عیان شوروی؟ایا دخالتهای جمهوری اسلامی در کشورهای منطقه همانند دخالتهای شوروی و دخالتهای کشورهایی مانند ترکیه و عربستان همانند دخالتهای امریکاست؟ با سپاس
سعيد
نه، من بهيچوجه با زنداني يا اعدام كردن يك ايراني در يك كشور خارجي موافق نيستم، بويژه اگر اتهام آنها جاسوسي براي ايران باشد، و آن را ناشي از ناتواني ما و افت حيثيتي ايران در جامعه جهاني مي دانم. پرسش خود را بايد وارونه كنيد: آيا سياست خارجي جمهوري اسلامي شباهتي به سياست خارجي شوروي ندارد؟ چرا، اين شيوه سياست خارجي از تزريق نفوذ حزب توده در دستگاههاي اجرايي به دستور حزب كمونيست شوروي در دستگاه حكومتي جمهوري اسلامي پس از انقلاب در ذهن سردمدران كاشته و اعمال شد كه من آن را مفصل در يكه مقاله سه شماره اي در سال 1358 نوشتم و سياستگزاران حاكميت، بويژه به روحانيت سياسي، هشدار دادم. اين مقاله در روزنامه عدالت چاپ شد. عنوان مقاله "نه شرقي، نه غربي، شمالي، شمالي!" كه كنايه بر اين بود كه در حاليكه شعار نه شرقي نه غربي مي دهيم (كه همان موازنه منفي بود) در سياست از شيوه هاي شوروي پيروي ميكنيم. اين مقاله همراه با كتاب "امپراتوري شوروي به كجا مي رود؟" من كه در آن فروپاشي زودهنگام شوروري را پيش بيني كرده بودم و در سال 58 به شكل پاورقي در روزنامه ميزان، و سپس پس از حمله به و اتش زدن دفتر ميزان و نهضت آزادي و ناتمام ماندن مقاله، توسط شمس آل احمد بصورت كتاب چاپ شد، آغاز دشمني و حمله هاي پيوسته راديو مسكو به من بود. همان بلا را بر سر انتشارات آل احمد هم آوردند و كتابفروشي هاي جلوي دانشگاه تهديد به شكستن شيشه و آتش سوزي شدند اگر اين كتاب را بفروشند. يكي از دلايل زنداني شدن من در سال 1361 و احتمال اعدام، به باور من، همان مواضع استقلال طلبانه من براي ايران بود. اكنون هم نفوذ آن زنجيره عوامل مشابه ناپيدا در نظام جمهوري اسلامي كم نيست، همانها هستند كه سياستهاي داخلي و خارحي را به دست انداز مي اندازند، و همانها هستند كه وجود من را مزاحم مي شمارند. همه كشورها براي حفظ منافع ملي خود در كشورهاي ديگر ايجاد نفوذ مي كنند. ايران هم از اين اصل بركنار نبوده و نيست. ولي اين دخالتها بايستي بسيار دقيق محاسبه شود كه خام و احساسي و فرقه اي نباشد و باعث واكنش هاي زيانبار نشود.

با درود به شما جناب استاد زعیم جناب استاد نظرات نظامی ایرانی و پاسخهای شما به ایشان را در مطلب قبلی خواندم.با توجه به اقدامات تروریستی و خرابکارانه جمهوری اسلامی،مداخله در امور داخلی کشورهای منطقه و ایجاد هسته های تروریستی برای ایجاد بی ثباتی و نارامی در 3 دهه گذشته سوال من از شما این است که ما در ایران اینده چه سیاستی باید در پیش بگیریم تا ضمن حفظ اقتدار و عزت ملی ایران و جایگاه ابرقدرتی ایران در منطقه اسیبهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی متوجه ما نگردد؟ایا کسب اطلاعات از وضعیت امنیتی-نظامی همسایگان و کشورهای منطقه(که برای تدوین و به روزسازی سیاستهای امنیتی-دفاعی ضروری است)جزو اسیبها به شمار می رود و باید متوقف گردد؟ 2. جناب استاد مقاله جامعی که قرار بود درمورد بحرین منتشر کنید چه زمانی منتشر خواهد شد؟ با سپاس
سعيد
با يك حكومت مردم سالار و مردم گرا و جهان پسند، ديدگاهها خيلي زود عوض مي شود. يادتان مي ايد درباره افغانستان يا عراق يا روسيه كمونيست جه پندارهايي بود؟ من يادم مي آيد كه در زمان شوروي، مردم از همه روسها مي ترسيدند! حتا در امريكا وقتي يك روس در جايي ديده مي شد، او را بهم با انگشت نشان مي دادند و مي كوشيدند به او نزديك نشوند. ملت ما از همه اين كشورها پشتوانه فرهنگي غني تري دارد و جاي نگراني نيست. در نهايت اين سياستهاي خارجي نوين كشور است كه وارد معادلات سياسي كشورهاي ديگر مي شود نه آنچه بوده است. افزون بر آن، بيشتر سرويس هاي اطلاعاتي كشورهاي بزرگ و كشورهاي همسايه كه پشتوانه سياست خارجي آنها هستند، همه شخصيت هاي موثر اپوزيسيون ايران را بخوبي مي شناسند و با طرز فكر آنان آشنا هستند. همين آگاهي است كه كمك به باوركردن سياست خارجي اينده يا باور نكردن آن خواهد كرد. فعاليت اطلاعاتي و امنيتي يك ركن مهم ثبات و امنيت كشور است و بدون آن يك كشور خيلي زود فرو مي پاشد. ما توان اطلاعاتي و امنيتي خود را كه اكنون كم هم نيست، بجاي پرداختن به خاموش كردن صداي مردم و درمان ترسمان از سايه هاي خودمان، به فعاليت هاي سازنده در راستاي هوشمندي ملي بكار خواهيم برد.

«ﺑﻪ ﻳﻚ ﻣﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﺫﺭﺁﺑﺎﺩﮔﺎﻥ ﺑﺒﻮﺩﻧﺪ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﮔﺎﻥ». فردوسی ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﺭﺍﻥ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺷﺪ؟  ﺩﻛﺘﺮ ﻋﻨﺎﻳﺖ ﺍﷲ ﺭﺿﺎ ﺩﺭ ﮊﻭﺋﻦ ﺳﺎﻝ ١٩١٨ ﺳﺮﺍﻥ ﺣﺰﺏ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، ﺩﻭﻟﺘﻲ ﺩﺭ ﻗﻔﻘﺎﺯ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺨـﺸﻲ ﺍﺯ ﺳـﺮﺯﻣﻴﻦ ﻣـﺬﻛﻮﺭ ﺭﺍ ﻛـﻪ ﺑـﺮ ﺁﻥ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻲ ﺭﺍﻧﺪﻧﺪ «ﺟﻤﻬﻮﺭﻱ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ» ﻧﺎﻣﻴﺪﻧﺪ. ﺣﺪﻭﺩ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ، ﺩﺭ ﺑﻴﺴﺖ ﻭ ﻫﺸﺘﻢ ﺁﻭﺭﻳﻞ ١٩٢٠ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ ﺳﺎﻗﻂ ﻭ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻠﺸﻮﻳﻜﻬﺎ ﻗﻔﻘﺎﺯ ﺭﺍ ﺗـﺼﺮﻑ ﻛﺮﺩﻧﺪ و ، ﻧﺎﻡ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺮ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻗﻔﻘﺎﺯ ﺑﺎﻗﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺷﺖ و بعد از چندی دوباره تغیر یافت و  به ﻧﺎﻡ «ﺟﻤﻬﻮﺭﻱ ﺷﻮﺭﻭﻱ ﺳﻮﺳﻴﺎﻟﻴﺴﺘﻲ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ» ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﺷﺪ.ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ، ﮔﺬﺍﺭﺩﻥ ﻥ ﻧﺎﻡ «ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ» ﺑﺮ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻗﻔﻘﺎﺯ ﮔﻔﺘﮕﻮﻫﺎﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺑـﻮﻳﮋﻩ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠـﺎﻥ، ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻋﺪﺓ ﻛﺜﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﻣﻴﻬﻦ ﭘﺮﺳﺘﺎﻥ ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﻬـﺎﻱ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠـﺎﻥ ﭼـﻮﻥ ﺷـﺎﺩﺭﻭﺍﻧﺎﻥ ﺷـﻴﺦ ﻣﺤﻤـﺪ ﺧﻴﺎﺑـﺎﻧﻲ، و ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺍﻣﻴﺮ ﺧﻴﺰﻱ، ﺍﺣﻤﺪ ﻛﺴﺮﻭﻱ ﺗﺒﺮﻳﺰﻱ ﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺳﺒﺐ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭ ﻛﺎﺭ ﺍﻳـﻦ ﺍﻋﺘـﺮﺍﺽ ﺗـﺎ ﺑـﺪﺍﻧﺠﺎ کشید که ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﻪ تقاضای ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺍﻣﻴﺮ ﺧﻴﺰﻱ ﻭ ﺷﻴﺦ ﻣﺤﻤﺪ ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻲ خواهان ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻧﺎﻡ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠـﺎﻥ شدند. ﺑﺎ ﮔﺬﺍﺭﺩﻥ ﻧﺎﻡ «ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ» ﺑﺮ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻗﻔﻘﺎﺯ،ایده ای ﺗﺎﺯﻩ ﻧﻴﺰ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺷﺪ ﻣﺒﻨـﻲ ﺑـﺮ ﺍﻳـﻦ ﻛـﻪ ﮔﻮﻳـﺎ «ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠـﺎﻥ ﺳﺮﺯﻣﻴﻨﻲ ﺍﺳﺖ ﺩﻭ ﻧﻴﻢ ﮔﺸﺘﻪ ﻛﻪ ﺑﺨﺸﻲ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ﻭ ﺑﺨﺸﻲ ﺩﺭ ﺟﻨﻮﺏ ﺭﻭﺩ ﺍﺭﺱ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺷـﺪﻩ ﺍﺳـﺖ». ﺁﻛﺎﺩﻣﻴﺴﻴﻦ ﻭﺍﺳﻴﻠﻲ ﻭﻻﺩﻳﻤﻴﺮﻭﻳﭻ ﺑﺎﺭﺗﻮﻟﺪ ﺧﺎﻭﺭﺷﻨﺎﺱ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﻭﺱ ﺩﺭ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻥ ﻧﺎﻡ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻲ ﻧﻮﻳﺴﺪ: «ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﻤﻠﺔ ﺍﺳﻜﻨﺪﺭ ﻣﻘﺪﻭﻧﻲ، ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺨﺸﻲ ﺟﺪﺍﻳﻲ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻣﺎﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺍﺩﺍﺭﻱ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧـﻪ اﻱ ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﻴﻜﺎﺭ ﮔﻮﮔﻤﻞ ، ﺁﺗﺮﻭﭘﺎﺕ، ﺳﺎﺗﺮﺍﭖ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﻣﺎﺩ ﺑـﻮﺩ ٫ ﭘـﺲ ﺍﺯ ﺍﺳـﻜﻨﺪﺭ ﺑﺨـﺸﻲ ﺍﺯ ﺳـﺮﺯﻣﻴﻦ ﻣـﺎﺩ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺁﺗﺮﻭﭘﺎﺕ ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺎﺩ ﺧﺮﺩ ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﺪ. ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻧﺎﻡ ﺁﺗﺮﻭﭘﺎﺕ ﺑﺪﺍﻥ ﺍﻓـﺰﻭﺩﻩ ﺷـﺪ. ﻳﻮﻧﺎﻧﻴـﺎﻥ ﺍﻳـﻦ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺁﺗﺮﻭﭘﺎﺗﻦ ﻭ ﺍﺭﻣﻨﻴﺎﻥ ﺁﺗﺮﭘﺎﺗﻜﺎﻥ ﻣﻲ ﻧﺎﻣﻴﺪﻧﺪ. ﻧﺎﻡ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﺎ ﺍﺳﺖ». خلاصه به کسانی که مایلند راجع به تاریخ اذربایجان اطلاعات کاملی داشته باشند خواندن کتاب ارزشمند ﺩﻛﺘﺮ ﻋﻨﺎﻳﺖ ﺍﷲ ﺭﺿﺎ را توصیه میکنم و لازم است بدانیم ایشان دراوایل سال ۱۳۲۵ به دستور کمیته مرکزی حزب توده عازم آذربایجان شده و در آنجا به عنوان معاون نیروی هوایی حکومت دموکرات آذربایجان مشغول شد. تا اینکه شب ۲۱ آذر ۱۳۲۵ دستور داده شد که تبریز را ترک کرنند و به همراه ـ خانواده ـ به شوروی رفتند. عنایت‌الله رضا سرانجام در سال ۱۳۴۷ به ایران بازگشت و در کتابخانه ملی .. که در آن زمان یکی از مراکز ایران‌شناسی بود به کار مشغول شد.دکتر عنایت‌الله رضا در ۲۰ تیر ۱۳۸۹ در سن ۹۰ سالگی از دنیا رفت. دریغ است  ایران که ویران شود ..... 
 حمید
دانسته هاي شما درست است. شايد برايتان جالب باشد كه نام باكو، به گفته كسروي از واژه پارسي كهن باگا وان آمده به چم جايگاه خدا (باگا = خدا) و (وان = جاي). ما ايرانيان آنجا را بادكوبه هم خوانده ايم به چم جايي كه بادهاي تند آن را مي كوبد. ولي ريشه باگاوان = باكوان = باكو از زمان ساسانيان (يزرگرد دوم) بكار برده مي شده است.

چقدر جالب است كه اقاي زعيم قبلا شاه عربستان را ديكتاتوري مي دانست كه بزودي سرنگون خواهد شد ولي حالا ايشان را شخص معقولي مي دانند كه دوست ايران اينده خواهد بود.گويا قرار است حكومت مرتجع ال سعود تا ان زمان در قدرت بماند
امير
امير عزير، خوشحالم كه شما سخنان گذشته من را به ياد داريد. اين دو مطلب كه من گفتم مغايرتي با هم ندارند. عربستان بي شك يك كشور ديكتاتوري است و ديكتاتوري قبيله اي خشني هم هست. و من هنوز مي گويم كه در طي پنج سال آينده تحولات بزرگي در آنجا رخ خواهد داد. حسني مبارك هم ديكتاتور بود، ولي آدم معقولي بود. بن علي تونس مردي باسواد و بسيار بسيار هوشمند و زيرك بود، ولي صدام و قذافي و اسد با همه تحصيلات و آموزش هاي خود عقل نداشتند يا با قدرت عقل خود را از دست داده بودند و داده اند، و از آغاز هم زياد هوشمند نبودند. من مي دانم كه ملك عبدالله آدم هوشمندي است و حسابگر است. يكي از جرقه هاي اين هوشمندي را چند ماه پيش ديديد كه جلوي مجازات زني را كه رانندگي كرده بود گرفت و عملا آن در عربستان كه جامعه اي بسيار قشري، قبيله اي و واپس گرا دارد آزاد كرد. شما نمي دانيد در عربستان اصلاحات اجتماعي چقدر دشوار است. ملك عبدالله از 40 سال پيش كه يكي از مدعيان وليعهدي بود و وزير دفاع شد، نشان داده بود كه با بقيه آل سعود كمي تفاوت دارد. ملك عبدالله با ميانجيگري شاه به وليعهدي تن در داد كه اختلاف قبيله اي بر سر نوبت پادشاهي فرو نشيند.

با درود به شما جناب استاد زعيم جناب استاد ایا دستیابی عربستان به سلاح هسته ای یا احتمال ان با توجه به بی ثباتی این کشور در اینده نه چندان دور(که شما بارها به ان اشاره فرمودید) با واکنش امریکا یا اسراییل مواجه نخواهد شد؟ با سپاس
سعيد
اسراييل اگر به سلاح هسته اي در ايران تن در دهد، آن را در يك كشور عرب هرگز نخواهد پذيرفت. عربستان هم هرگر بسوي توليد سلاح هسته اي نخواهد رفت. آنها فقط پول دارند، نه ساختار صنعتي لازم را دارند، نه سرمايه مهندسي و تكنولوژيك دارند و نه زيرساخت آكادميك آن را. اگر بر فرض محال بخواهند اين كار را بكنند، 99% پرسنل آن خارجي خواهند بود. عربستان كشور حسابگري است و ريش خود بدست ديگران نخواهد داد.

با درود به شما جناب استاد زعيم جناب استاد نظر شما درباره مطلب زير چيست؟ با سّّّّّّ‍‍‍پاس دنیس راس مشاور سابق باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا فاش کرد که ملک عبدالله پادشاه عربستان، واشنگتن را صراحتا تهدید کرده بود در صورتی که ایران به بمب اتمی دست یابد عربستان نیز برای داشتن بمب اتمی فعالیت خواهد کرد. به گزارش عصر ایران ، راس در مصاحبه با روزنامه اسرائیلی هاآرتص این مطلب را بیان کرد و گفت: پادشاه عربستان سعودی این موضوع را در ملاقات محرمانه با وی در آوریل 2009 در ریاض مطرح کرد. در این ملاقات، پس از تهدیدات ملک عبدالله، دنیس راس 10 دقیقه درباره خطرات گسترش سلاح هسته ای صحبت کرد ولی این صحبت های او سودی نداشت چرا که پادشاه عربستان دوباره موضع خود را تکرار کرد. این برای نخستین بار است که یک مقام رسمی آمریکا از تهدید ریاض به داشتن بمب اتمی در صورت کسب آن توسط ایران سخن به میان می آورد. هاآرتص می نویسد: قبل از این برخی گزارش های غربی حکایت از آن داشت که پادشاه عربستان سعودی در فوریه سال 2007 به ولادیمیر پوتین رئیس جمهور وقت روسیه نیز همین تهدید را مطرح کرده بود. همچنین شاهزاده "ترکی فیصل" رئیس اسق دستگاه جاسوسی عربستان و سفیر پیشین این کشور در واشنگتن در نشست سال گذشته سران کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) حاضر شده و به آنها درباره کسب سلاح هسته ای توسط ایران هشدار داده بود. وی گفته بود دست یابی ایران به بمب اتمی باعث می شود ریاض نیز سیاستی را در پیش بگیرد که ممکن است تبعات دراماتیکی و پنهانی داشته باشد".
سعيد
اين طبيعي است كه يك همسايه رقيب تلاش كند ايران از دستيابي به سلاح هسته اي دست بر دارد. تركي فيصل آدم تندرو و ضد ايراني است، ولي ملك عبدالله مي دانم كه شخصي معقول و واقعگراست. با ايران هم دشمني خاصي ندارد و ترجيح مي دهد شرايط در ايران بگونه اي باشد كه بتواند دوستي كند. من شك ندارم كه اگر عمرش وفا كند و ايران مردمسالار آينده را ببيند، دوست خوبي براي ما خواهد بود.

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد