Monday, March 27, 2017   امروز ,   دوشنبه 7 فروردين 1396 خورشیدی

جزئیات مطالب  

   
8 خرداد 1391
آيا تاريخ در حال تكرار است؟ (مدرك 1)

آيا تاريخ در حال تكرار است؟

فرمان دفتر سياسي كميته مركزي اتحاد جماهير شوروي به مير جعفر باقراف، دبير كميته مركزي حزب كمونيست آذربايجان [1] :

 

«اقدامات براي ايجاد جنبش تجزيه طلبي

در آذربايجان جنوبي 

و ديگر استانهاي شمالي ايران»

6 ژوئيه 1945 (16 امرداد 1324)

( به كلي سرّي)

به رفيق باقراف:

اقدامات براي ايجاد جنبش تجزيه طلبي در جنوب آذربايجان و ديگر استانهاي شمالي ايران:

1. لازم است كه اقدامات مقدماتي براي ايجاد منطقه خودمختار ملي [2] با اختيارات گسترده در داخل كشور ايران آغاز گردد. همزمان، جنبش تجزيه طلبي جداگانه در استانهاي گيلان، مازندران، گرگان و خراسان ايجاد شود.

2. ايجاد يك حزب دموكرات در آذربايجان جنوبي، به نام «حزب دموكرات آذربايجان [3] » با هدف راهنمايي جنبش تجزيه طلبي. ايجاد حزب دموكرات در آذربايجان جنوبي و ادغام آن و همه هواداران جنبش تجزيه طلبي، از هر گروه [4] انجام شود.

3. در ميان كردهاي شمال ايران، اقدامات مقتضي براي جذب آنان به جنبش تجزيه طلبي مجزا، براي ايجاد منطقه خودمختار ملي كردستان، به عمل آيد.


.4. استقرار يك گروه از كارگران مسئول، براي راهنمايي جنبش تجزيه طلبي و هماهنگ كردن اقدامات آنان، با سركنسول اتحاد جماهير شوروي در تبريز و نظارت عالي اين گروه به4 باقراف و يعقوب اف سپرده شود.

5. مسئوليت كارهاي مقدماتي انتخابات آذربايجان جنوبي براي پانزدهمين دوره قانوگزاري مجلس ايران، به عهده كميته مركزي حزب كمونيست آذربايجان (باقراف و ابراهيم اف) گذارده مي شود تا اطمينان حاصل گردد كه انتخابات شوندگان از هواداران جنبش تجزيه طلبي بر پايه شعارهاي زير مي باشد ...

6. ايجاد گروه هاي رزمنده، مسلح به جنگ افزارهاي ساخت خارج، با هدف فراهم آوردن امكان دفاع براي هواداران شوروي، فعالان جنبش تجزيه طلبي دموكراتيك و سازمان هاي حزب.

7. ايجاد انجمن روابط فرهنگي ايران و جمهوري سوسياليستي شوروي آذربايجان براي تقويت اقدام هاي فرهنگي و تبليغاتي در آذربايجان جنوبي.

8. براي جلب توده هاي وسيع به جنبش تجزيه طلبي، لازم مي دانيم كه «انجمن دوستداران آذربايجان شوروي» در تبريز و در تمامي نواحي آذربايجان جنوبي و گيلان تشكيل شود.

9. كميته مركزي حزب كمونيست آذربايجان شوروي، مامور است كه يك مجله مصور در باكو براي پخش در ايران و 3 روزنامه در آذربايجان جنوبي، ايجاد كند.

10. بنگاه انتشارات دولتي  [5] متعهد است كه سه ماشين چاپ مسطح در اختيار كميته مركزي حزب كمونيست آذربايجان قرار دهد تا براي ايجاد يك پايگاه چاپ براي حزب دموكرات آذربايجان جنوبي بكار گرفته شود.

11. مسئوليت تهيه كاغذ خوب براي چاپ مجله مصور در باكو و همچنين 3 روزنامه در آذربايجان جنوبي به عهده كميسر خلق براي بازرگاني خارجي، رفيق ميكويان  [6] گذارده مي شود. جمع تيراژ كمتر از 30،000 نسخه نباشد.

12. به كميسارياي خلق براي امور داخلي جمهوري آذربايجان، اجازه داده مي شود كه زير نظر رفيق باقراف، براي كساني كه مامور اجراي اين اقدامات مي باشند، اجازه رفت به ايران و بازگشت از ايران صادر گردد.

13. براي تامين هزينه هاي جنبش تجزيه طلبي در آذربايجان جنوبي و انتخابات پانزدهمين دوره قانوگزاري مجلس، كميته مركزي حزب كمونيست آذربايجان شوروي، از صندوق ويژه با اختصاص يك ميليون روبل ارز خارجي (براي تبديل به تومان) ايجاد كند.

ششم ژوئيه 1945

دفتر سياسي كميته مركزي

 


[1] AR SPIHMDA, f, 1, s. 89, v.4-5

[2] oblast

[3]  فرقه دموكرات آذربايجان

[4]  منظور در فرقه دموكرات آذربايجان است.

[5] Yudin

[6]  آناستاس ميكويان

بازدید صفحه: 1329
 



با درود به اقای مهندس کورش زعیم اقاي زعيم من هرگز شما را به داشتن عقده متهم نكردم.احساس كردم چون عضو جبهه ملي و از طرفداران دكتر مصدق هستيد از زاهديها خوشتان نمي ايد.بهرحال اگر رنجيده شديد عذرخواهي مي كنم. 1.در مورد ديدگاههاي شما درباره ارتش ايران چه در "پيشنهاد براي نجات ميهن" و چه در"منشور جبهه ملي"من فقط كلياتي بسيار خلاصه ديدم.اگر مغاير با منافع ملي نيست از شما مي خواهم در مورد جزييات هم كمي بيشتر توضيح دهيد. 2. اگر در سال 1350 جبهه ملی در قدرت بود می توانست بحرین را با نیروی نظامی بگیرد و با بریتانیا درگیر شود که جبهه ملي شاه را متهم به از دست دادن بخشی از خاک ایران می کند؟اتفاقا اگر جبهه ملی در قدرت بود چون معتقد به سیاست موازنه منفی بود ارتش ایران نمی توانست سلاحهای مدرن به دست اورد.همان سلاحهایی که ما را در جنگ از شکست نجات داد.در ان دوران منافع ملی ایران ایجاب می کرد متحد امریکا باشد و شاه بهترین سیاست را در این مورد درپیش گرفت. با تشكر
نظامی ایرانی
من فقط كليات را در طرح بازسازي ارتش ايران ذكر كرده ام و به جزئيات نپرداخته ام تا حساسيت هاي برخي نهادها را بر نيانگيزم. شما لابد توجه به مطالب مربوط به طرح ادغام سپاه در ارتش و دگرديسي نيروهاي انتظامي و نقش آينده بسيج هم نكرده ايد. اگر اينها را نخوانده ايد، اين كار را بكنيد. بسياري جزييات هست كه با سياست خارجي كشور و راهبرد درازمدت كشور آميخته است. شما اين مطالب را اگر علاقه داريد بايد از لابلاي نوشته ها و مصاحبه هاي من درآوريد. مصلحت نيست من به صراحت به آنها بپردازم، هرچند در پرسش و پاسخ هاي وبلاگم در ميهن بلاگ من به بسيار جزييات پرداخته بودم. در مورد بحرين در آن زمان نيازي به كاربرد نيروي نظامي نبود، فقط با كمي خرد و يك اراده قوي اين كار انجام پذير بود. از آنجا كه در آينده ما بايد سياست خردمندانه و شجاعانه اي را در مورد بحرين بكار ببريم، بحث جزييات را مي صلاح نمي دانم. موازنه منفي يك سياست تاكتيكي بود نه راهبردي. در جايي كه شوروي آماده حمله و تجزيه ايران بود تا دست به منافع نفتي شمال پيدا كند، چگونه مصدق مي توانست در مبارزه با انگلستان بجز اين تاكتيك را بكار ببرد. كمي در داوري هاي خود انصاف داشته باشيد. اگر جبهه ملي اداره كشور را بر عهده داشت، و امثال من در تصميم گيري ها شركت داشتند، ادعا مي كنم كه ايران آلمان مي شد ... و بيشتر! اين يك شعار نيست. اميدواريم در آينده نزديك بتوانيم اين را ثابت كنيم.

با درود به اقای مهندس کورش زعیم بسیار خوشحالم که پس از فیلتر شدن وبلاگها دوباره می توانیم در این سایت از دیدگاههای شما بهره مند شویم.ذکر چند نکته در مورد اظهارات شما ضروری است: متاسفانه اعضای جبهه ملی از بعد از 28 مرداد هنوز نتوانسته اند کینه دیرین خود را از نظام شاهنشاهی و شخص شاه فراموش کنند و حداقل با نگاهی منصفانه به ایران بعد از 28 مرداد نگاه کنند. من یک نظامی ان دوران هستم.برخلاف تمامی حرفهایی که شما و همفکرانتان در مورد ایران و ارتش ایران و سیاست خارجی ایران در دوران شاه می زنید ایران در ان دوران اتفاقا در شرایط جنگ سرد سیاست خارجی مستقلی در عین حفظ اتحاد با امریکا داشت(شاید چیزی شبیه ترکیه امروز)مگر شاه نبود که در جنگ73 اعراب-اسراییل به هواپیماهای شوروی اجازه داد که از اسمان ایران عبور کرده وبرای مصر اسلحه ببرند؟مگر شاه نبود که در همان جنگ با درخواست امریکا برای اینکه ایران تعدادی از فانتومهای خود را در اختیار اسراییل قرار دهد(تا جایگزین فانتومهای اسراییلی ساقط شده توسط سیستمهای موشکیsamروسی ارتش مصر شود)مخالفت کرد؟مگر شاه نبود که برخلاف خواست غربیها بااعمال نفوذ در اوپک قیمت نفت را بالا برد؟مگر همان ارتشی که به گفته اسلامگرایان سال57 بدون امریکا نمی توانست کاری کند 8 سال از ایران دفاع نکرد؟عملیاتهای بزرگ نیروهای هوایی زمینی و دریایی ایران را با وجود تمام تحریمها فراموش کرده اید؟مگر نه اینکه اگر نیروی هوایی ما در15 روز اول جنگ با انجام 400 سورتی پرواز در روز جلوی بیشروی واحدهای زرهی عراق رانمی گرفت ابادان اهواز و کل خوزستان سقوط کرده بود؟عملیت مروارید توسط نیروی دریایی ایران در اذر1359 را که باعث نابودی80درصد توان دریایی عراق شد را فراموش کرده اید؟عملیاتهای بزرگ نیروی زمینی چون شکست محاصره ابادان فتح المبین ازادسازی خرمشهر فتح فاو و رسیدن نیروهای ایرانی به 15 کیلومتری بصره در سال1365 را فراموش کرده اید؟فراموش کرده اید که بعد از سفر پرزیدنت سادات به اورشلیم و بعد از ان اغاز مذاکرات صلح مصر- اسراییل مقامات بلندپایه مصری و اسراییلی از جمله شیمون پرز مناخیم بگین موشه دایان و حسنی مبارک به ایران سفر می کردند و از شاه می خواستند که به طرف مقابل فشار بیاورد تا انعطاف بیشتری در مذاکرات در خود نشان دهد؟فشارهای ایران به اسراییل را برای خروج از سینا فراموش کرده اید؟وضعیت همسایگان را هم که خودتان بهتر می دانید.به گفته خودتان اقای زعیم"بی مشاوره یا اجازه ما تصمیم گیری استراتِژیک نمی کردند".من در تعجبم که چرا انسانهای وطن دوست و ملی گرایی چون شما امروز همان حرفهای اسلامگرایان سال57 را در مورد ایران سیاست خارجی ایران و ارتش ایران در ان دوران می زنید!؟ایا ما در ان دوران بزرگترین اقتصاد منطقه با تولید ناخالص داخلی 3برابر ترکیه و 2 برابر کره جنوبی نبودیم؟مگر اقای اردشیر زاهدی که شاید شما از او هم متنفر باشید(بخاطر کاری که پدرش انجام داد)یکی از بانفوذترین سفرا در واشنگتن نبود که حتی بسیاری از کشورهای عرب منطقه از او می خواستند که با استفاده از نفوذش مقامات بلندپایه امریکایی را ترغیب به ملاقات با انها و براوردن برخی از خواسته های انها دربرابر اسراییل کند؟برای مثال اگر در سال 1350 جبهه ملی در قدرت بود می توانست بحرین را با نیروی نظامی بگیرد و با بریتانیا درگیر شود که شاه را متهم به از دست دادن بخشی از خاک ایران می کنید؟اتفاقا اگر جبهه ملی در قدرت بود چون معتقد به سیاست موازنه منفی بود ارتش ایران نمی توانست سلاحهای مدرن به دست اورد.همان سلاحهایی که ما را در جنگ از شکست نجات داد.در ان دوران منافع ملی ایران ایجاب می کرد متحد امریکا باشد و شاه بهترین سیاست را در این مورد درپیش گرفت.اقای زعیم از شما خواهش می کنم این کینه 60 ساله را فراموش کنید و به جای خط بطلان سیاه کشیدن بر پیشرفتها و قدرت ایران در ان دوران حداقل از فضای خاکستری به 25 سال اخر حکومت شاه نگاه کنید. با تشکر
نظامی ایرانی
آقاي نظامي ايراني گرامي، مثل اينكه شما با ديدگاههاي من درباره ارتش ايران آشنايي چنداني نداريد. شما مي توانيد برنامه من را براي ارتش ايران در منشور جبهه ملي ايران و در "پيشنهاد براي نجات ميهن" من در همين سايت بخوانيد، بعد گفتگو مي كنيم. لابد مطلب من را درباره سوم خرداد و آزادسازي خرمشهر در صفحه اول اين سايت هم نخوانده ايد. گفته هاي من با بيشتر اعضاي جبهه ملي در طي اين 60 سال كمي متفاوت بوده و هست. من عادت دارم واقعيات را بگويم، حتا اگر انتقاد از خود در آن باشد. شما در اين باره مي تواند مصاحبه من را با مجله كورش زير عنوان "جبهه ملي زير ذره بين" بخوانيد. من درباره مسائل دهه 70 و عملكرد شاه در اينجا سخن نمي گويم و شما را به نوشته هاي خود در اين باره رجوع مي دهم. ولي درباره جنگ با عراق من هميشه گفته ام كه اگر جنگ فقط در دست همان ارتش در هم شكسته پس از انقلاب بود، ما در همان چند ماه اول بصره را گرفته بوديم و شايد به بغداد هم رسيده بوديم. دخالت هاي يك مشت آدم هاي ناشي تازه به قدرت رسيده و جوانان ايده آليست بي تجربه كه نمي دانستند كمونيست هستند يا اسلامي زير نفوذ پنهان و شديد حزب توده، ميدان جنگ را تبديل به كشتارگاه كردند. اگر مهارت و شهامت نيروي هوايي و دريايي و برنامه ريزي فرماندهان ارتش، با وجود همه كارشكني ها و دخالت هاي تاكتيكي احمقانه ديگران، نبود، صدام حسين در كاخ نياوران ضيافت مي داد. آقاي نظامي ايراني، من هيچ چيز را فراموش نكرده ام، من تخليه ناباورانه فاو را فراموش نكرده ام و خيلي چيزهاي ديگر كه نمي توانم بگويم. شما جمله هاي من را كه به آن اعتراض داريد، يك بار ديگر بخوانيد. من گفتم قدرت نظامي و اقتصادي ايران در جهان مورد احترام بود و در برخي همسايگان ايجاد ترس هم كرده بود. مسلم است كه همسايگان هنگام نياز به همسايه قدرتمند خود روي مي آورند، حتا اگر از او بترسند. من از هيچ كس متنفر نيستم و تا كنون به هيچ كس توهين نكرده ام. من عملكردها را در سنجش با آنچه بايد مي بود داوري مي كنم. توليد ناخالص ما هميشه شامل فروش نفت خام بوده كه در آن زمان به ابتكار شاه 4 برابر شده بود و بيشتر درآمد جديد صرف خريد جنگ افزار، ساخت نيروگاههاي هسته اي و كمك مالي به كشورهاي ديگر شد. در نتيجه، توليد صنعتي ايران در نيمه دوم 1970 دچار ركود بسيار بدي شده بود، كارگران و كارمندان خارجي مجبور به ترك ايران شدند، بيكاري افزايش يافت و نارضايتي هاي مردمي آغاز شد. ما فقط در دوران 46-1340 خودمان اقتصادي شكوفا داشتيم و در دهه 1350 به علت بلندپروازي هاي ابلهانه شاه با درآمد 4 برابر شده نفت اقتصاد ما رو به ويراني رفت. شما تحليل من را از آن دوران بخوانيد. شما تنها كسي هستيد كه من را متهم به عقده و كينه داشتن كرده ايد. حتا بسياري از سلطنت طلب ها اقرار دارند كه من منصفانه داوري مي كنم و از ديدگاههاي من پشتيباني مي كنند. شما مرا خوب نمي شناسيد، نظامي ايراني عزيز.

با درود به شما جناب استاد زعيم جناب استاد چرا قدرت نظامی ما انها را ترسانده بود؟در حالیکه به گفته پرزیدنت ریچارد نیکسون(در کتاب معروفش"پیروزی بدون جنگ")ایران ار عربستان و شیخ نشینهای خلیج فارس در برابر تهدیداتی چون عراق و تهدیدات کمونیستی حفاظت می کرد) جبهه ملی در منشور خود و شخص شما بارها فرموده اید"ایران باید ارتشی بزرگ و قدرتمند داشته باشد" با سپاس
سعيد
اين بخش منشور را خود من نوشتم، زيرا باور دارم كه ايران بايد قدرت نظامي بازدارنده پيشرفته اي داشته باشد. در اين راه تلاش بسيار هم كرده ام. نيكسون آنچه را نوشته بود، به نقش "برادر بزرگتر" ايران در منطقه اشاره كرده بود. اينهم درست است كه ايران سنگر دفاعي از كل منطقه در برابر كمونيسم بود. ولي گنده گويي هاي شاه و تكيه بر امپراتوري، عربها را ترسانده بود، با وجود اينكه مي دانستند شاه بي اجازه امريكا هيچ حركت فرامرزي نمي كند. شاه نمي فهميد كه اشاره به امپراتوري بزرگ ايجاد ناامني در ذهن برخي همسايگان مي كند. ولي همان همسايگان نمي فهميدند كه شخصيت شاه بهيچوجه شجاع نيست، همانگونه كه در بوموسو به استخوان لاي زخم رضايت داد و بحرين را با آن شرايط افتضاح آميز از دست داد. بنابراين، برداشت عربستان و كشورهاي جنوب خليج پارس اين بود كه شاه ممكن است براي اثبات شجاعت خود (كه نداشت) دست بكارهاي خطرناك بزند. لابد از من خواهيد پرسيد چرا تو اينقدر به تاريخ كهن ايران مي نازي؟ آيا اين امر عربها را نمي ترساند؟ فراموش نكنيد كه قصد من بيدار كردن و احساس غرور دادن به نسلي است كه در نااميدي و در خفت زاده شده و چيزي بجز نارضايتي مردمش و بي احترامي جهاني تجربه نكرده است. من فقط مي خواهم به نسل كنون نشان بدهم كه آنان آن نيستند كه تجربه مي كنند و مي توانند آن باشند كه روزي بوده اند. به آنان اميد مي دهم، غرور مي دهم و توان پايداري مي دهم.

با درود به شما جناب استاد زعيم 1.جناب استاد ايا ديدگاه شما درباره ايران قبل از انقلاب تغيير كرده است؟ من در وبلاگ قبلي(ميهن بلاگ) از شما ‍ پرسيدم:چرا در دوران قبل از انقلاب اعراب جرات ادعا نسبت به تماميت ارضي و هويت ملي ما را نداشتند؟ وشما در پاسخ فرموديد:در ان زمان قدرت اقتصادي و نظامي كشور- پيشرفت كشور و احترام جهاني ما انها را وادار به دوستي مي كرد وانها پذيرفته بودند كه اين منطقه جايگاه ايران است و انها محلي از اعراب ندارند. 2.جناب استاد دور دوم انتخابات رياست جمهوري مصر را چگونه مي بينيد و همچنين اينده مصر را در ارتباط با ان؟ با سپاس
سعيد
ديدگاه من تغيير نكرده. در آنجا من گفتم قدرت اقتصادي و نظامي ايران و احترام جهاني كشور جرات را از آنها گرفته بود. در اينجا من گفتم كه قدرت نظامي ما آنها را ترسانده بود. احترام ايران جهاني بود، ولي ترس در دل همسايه هاي عرب بود. واژه جرات شما همان معناي چيرگي بر ترس را مي دهد. كشورهايي كه از "راه دور" ايران را مي ديدند احترام به ظواهر مي گذاشتند. دور دوم انتخابات مصر همان است كه "باخت-باخت" خوانده مي شوند. هر كدام برنده شوند، بازنده مردم مصر خواهند بود، هر چند كه احمد شفيق صد برابر محمد مرسي نامزد اخوان المسلمين قابل اعتماد است. اسلام گرايان تندرو معمولا دروغ مي گويند و آنچه را امروز مي گويند فردا انكار مي كند، و مي گويند خدعه كردند، كه البته در قران عليه دشمنان مجاز است. اخوان المسلمين كه اكثريت مجلس را دارند، اگر رياست جمهوري را هم داشته باشند، با وجود سخنان اطمينان دهنده آقاي محمد مرسي، در دوران تاريكي فرو خواهد رفت. فراموش نكنيد كه اكثريت مردم مصر (57/54% راي دهندگان)به هيچكدام از نامزدها راي ندادند. مردم مصر مردمي با فرهنگ هستند و فريب نمي خورند. من باور دارم كه انتخابات مصر بايد باطل اعلام شود و دليل آن همان شكايت يكي از نامزدان است. بهترين راه حل براي نجات مردم مصر از اين رويداد اينست كه ديوان عالي مصر شكايت نامزد سوم انتخابات را مبني بر اينكه دادگاه شركت عوامل دولت مبارك را در انتخابات ممنوع كرده بوده، كل انتخابات را باطل اعلام كنند. در دور بعدي مردم مصر كه متوجه شده اند تحريم انتخابات چه بلايي را بر سرشان آورده در انتخابات شركت و يك نامزد دموكرات را بر خواهند گزيد.

با درود به شما جناب استاد زعیم جناب استاد ایا در دوران قبل از انقلاب قدرت اقتصادی-نظامی و نفوذ سیاسی و احترام جهانی ما تاثیر چندانی در اینکه همسایگان ما وادار به دوستی با ما(به جای دشمنی)شوند نداشت و بیشتر شرایط دوران جنگ سرد موثر بود؟ با سپاس
سعید
پيش از انقلاب ما تلاش داشتيم با قدرت نظامي خود احترام بخريم، ولي به باور من فقط ايجاد ترس كرده بوديم. كشوري كه تا دندان مسلح شده، قدرتهاي غربي از آن پشتيباني مي كنند و بي مشورت با آنها آب نمي خورد. كشوري كه از خودش اراده ندارد و تنها برنامه مشخص شده اش "پنجمين ارتش دنيا" را داشتن و يا بمب اتمي داشتن است. كم كم قدرتهاي غربي هم از آن ترسيدند و بادكنك را تركاندند.

جناب استاد علت اینکه در دوران قبل از انقلاب نمی توانستند صدام یا کشور دیگری را به جان ما بیندازند چه بود؟روابط دوستانه و استراتژیک ما با غرب یا قدرت اقتصادی-نظامی و نفوذ سیاسی و احترام جهانی ما؟منظور من این است که کدام عامل موثرتر بود؟ با سپاس
سعید
در آن زمان صدام حسين كاملا در اردوي شوروي بود، بدون اينكه كمونيست باشد. چيزي شبيه هندوستان در زمان اينديرا گاندي. هر دو كشور مسلح به جنگ افزارهاي روسي بودند. بنابراين، عراق در اردوي دشمنان غرب بود و ايران در اردوي دوستان غرب. البته ما نفوذ نظامي چنداني نداشتيم، ولي كشورهاي منطقه از ما مي ترسيدند. نفوذ با ترس فرق مي كند. صدام حسين هم مي ترسيد. البته شرايط اقتصادي و آزادي هاي اجتماعي ما جذابيت فوق العاده اي براي كشورهاي جنوب خليج پارس داشت. بسياري از پولدارهايشان در ايران سرمايه گذاري مي كردند، ويلا در شما مي خريدند و شما تابستانها صدها خودرو آخرين سيستم آنها را در خيابانهاي تهران، شيراز، اسپهان و شمال مي ديديد. خود شيخ شارجه كه اكنون مدعي ما شده، در اواسط دهه60، يعني هنوز ما در جنگ بوديم، مباشرش را كه يك يوگوسلاو بود فرستاده بود تهران كه براي سرمايه گذاري هاي سنگين صنعتي مشورت كند. يك از كساني كه با او مشورت كرد من بودم. ملك عبدالله هم همينطور. ما با روشهاي غلط سياست خارجي خود همه اين معادلات را بر هم زديم و خودمان را منگنه گذاشتيم. اگر راه درست مي رفتيم، آنها 20 تا 30% ذخيره ارزي خود را در ايران سرمايه گذاري مي كردند. ... و چيزهاي ديگر كه فعلن گفتني نيست. حالا بايد از آنها نگران باشيم!

با درود به شما جناب استاد زعیم 1.جناب استاد ایا منظور شما از"هشدار اين است که...ما اين كشورها را بجان شما خواهيم انداخت" همان دیدگاه قبلی شما است که فرموده بودید"کشورهای عرب اگر هزار هواپیمای مدرن هم بخرند ما نگران انها نیستیم مگر اینکه امریکا بخواهد انها را علیه ما بکار برد"؟ 2.ایا شما با دیدگاه مصاحبه شونده درمورد اینکه"امارات در نیروی هوایی بسیار قوی است"موافقید؟پیشتر به وجود یک"حفره بزرگ"در نیروهای نظامی امارات اشاره کرده بودید.ایا امکان دارد که در این مورد کمی توضیح دهید(البته اگر به مصلحت است)؟ با سپاس
سعید
تنها ناراحتي من از خريد آن هزار هواپيما اينست كه صبر نكنند تا ما خودمان به آنها بفروشيم، خودمان برايشان فرودگاه و پايگاه هوايي بسازيم و خلبانهايشان را آموزش دهيم. ما مي توانستيم در اين درجه پيشرفت باشيم، اگر تصميم هاي درست گرفته مي شد، ما مي توانستيم از هفت هشت سال پيش سازنده هواپيماي بي سرنشين بشويم و دومين كشور جهان در اين تكنولوژي شويم. نه تنها امارات، بلكه عربستان و كويت و قطر و عمان هم هر كدام يك ضعف بنيادي با كمي تفاوت از هم دارند كه آنها بهترين وسيله دفاع ايران خواهد بود. من نمي توانم وارد جزييات شوم، زيرا اين يكي از سرمايه هاي امنيتي آينده ايران دموكراتيك خواهد بود.

با درود به شما جناب استاد زعیم جناب استاد نظر شما درباره مصاحبه زیر(برگرفته از سایت دیپلماسی ایرانی)درمورد رزمایش اخیر کشورهای عربی چیست؟ با سپاس اهداف این رزمایش چیست؟ این رزمایش چند هدف را دنبال می کند. البته من بعید می دانم که این کشورها به تنهایی این مانور را برگزار کرده باشند. این مانور یا یا با مدیریت فرانسه و یا با مدیریت امریکا صورت می گیرد. به این دلیل که اماراتی ها به تازگی هواپیماهای جدید اف 22 وارد کرده اند. امارات قایق های جنگی و هواپیماهای جدید و تانک های پیشرفته ای خریداری کرده است. رادارهای جدید و هواپیماهای بدون سرنشین نیز به تازگی در اختیار این کشورها قرار داده شده است. قطر هم تجهیزات نظامی جدیدی وارد کرده است. این ها می خواهند با این امکانات جدید آشنا شده و با آن ها تمرین کنند و مدیریت عملیاتی در میدان جنگ نیز داشته باشند تا از این طریق قدرت جنگجویی جنگجویان اماراتی و قطری را هم مورد آزمایش قرار دهند. هماهنگی میان این کشور ها نیز در درگیری های احتمالی مهم است. به این دلیل که هر کشوری از کشورهای حوزه خلیج فارس یک تخصص دارد و نیاز است که این توانایی ها با هم هماهنگ شوند. امارات در نیروی هوایی بسیار قوی است. قطر به دلیل حضور ناوگان امریکا در این کشور، توانایی دریایی و قایق های پیشرفته و امکانات تجسسی بالایی دارد. بنابراین یک هدف این است که این توانایی ها با یکدیگر هماهنگ شوند. آیا این کشورها به تنهایی می توانند از عهده چنین مانورهایی برآیند؟ خیر. به نظر می رسد امریکا و کشورهای غربی نمی خواهند در آینده در درگیری های احتمالی مستقیما حضور داشته باشند یا با کشوری برخورد کنند. کاری که در عراق انجام دادند نمونه ای از این نگرش است. آن ها از طریق سپر جزیره به عراق وارد شدند ولی در نهایت اقدامات مد نظر خود را انجام دادند. در لیبی نیز همین کار را انجام دادند. نیروی هوایی اردن و قطر و امارات در عملیات نظامی علیه لیبی شرکت کردند. بنابراین به نظر می رسد غرب می خواهد عرب ها را درگیر مسائل کنند. این مانور تهدیدی علیه منافع ایران به حساب نمی آید؟ چرا؛ به نظر من غربی ها می خواهند این کشورها را برای تجاوزات احتمالی آماده کنند. تا اگر احیانا بخواهند برخوردی با جمهوری اسلامی ایران از طریق رژیم صهیونیستی داشته باشند، این کشورها را جلو بیندازند. به نظر می رسد این کشورها را برای اجرای چنین ماموریتی قانع کرده اند. به نظر می رسد که این کشورها به لحاظ ساختار داخلی، خود را در وضعیت امنی نمی بینند. آیا مخاطب این رزمایش ها مردم خود این کشور ها نیز هستند؟ البته این مانور چون سنگین است، بیشتر برای آمادگی برای جنگ تمام عیار است. این رزمایش ها می تواند قدرت نمایی برای داخل نیز باشد اما در کنار این مانور ها، قرار است یک مانور پلیس نیز برگزار شود تا یک پلیس منطقه ای و نیروی امنیت منطقه ای تشکیل شود. احتمالا هدف این مانور سرکوب هرگونه تحرک داخلی خواهد بود. پیشنهاد دهنده این مانور رئیس پلیس امارات بود. اما در رابطه با مانور نظامی که در حال حاضر در حال برگزاری است، باید گفت به نظر می رسد پیام این مانور واضح است. پیام این مانور متوجه نظام جمهوری اسلامی ایران است. امارات متحده عربی در حال حاضر در رابطه با ایران تلاش های تنش بر انگیزی انجام می دهد. مخصوصا بعد از سفر آقای احمدی نژاد به جزیره ابوموسی و اصرار جمهوری اسلامی ایران بر عدم گفت و گو در این خصوص به دلیل این که حاکمیت بر جزایر سه گانه از مسلمات حاکمیتی ایران است، اقدامات امارات شدت یافته است. البته همه این تحرکات برای دو مسئله است. اول این که نتیجه گفت و گو های ایران و 1+5 را تحت الشعاع قرار دهند و دوم این که در مسئله سوریه به ایران فشار آورند. این ها از سرنگونی رژیم بشار اسد و یا ایجاد تزلزل جدی در این منطقه نا امید شده اند. مخصوصا امارات و قطر و عربستان سعودی به طور مستقیم با مسئله سوریه در ارتباط هستند. لذا هر بن بستی برای سوریه پیش‌ آید انعکاس منفی در خلیج فارس خواهد داشت.
سعید
مانور نظامي شوراي همكاري خليج فارس براي آزمايش هماهنگي اين كشورها در يك آرايش جنگي است. اين كشورها در طول تاريخ شوراي هماهنگي روي هيچ مطلبي نتوانسته بودند همآوا شوند و هر گاه هم توافقي كردند، خيلي زود از هم مي پاشيد. آنها فقط توانستند اخيرا روي تغيير نام خليج فارس و روي مالكيت امارات بر سه جزيره هماهنگ شوند. هماهنگي آنان در واقع عليه ايران است. اگر وضع ايران بهمين منوال ادامه يابد، ادعاي آنها به خوزستان و بوشهر هم كشانده خواهد شد. مطرح شدن تجزيه طلباني مانند آقاي بني طرف و تكرار مكرر در مكرر مصاحبه او كه از "دوران طلايي" شيخ خزعل سخن مي گويد، مقدمه ادعاي پسين اين شورا است. مديريت مانور بي شك در دست كشورهايي است كه حضور نظامي در خليج فارس دارند و همان سه هدف را دارند: هماهنگي كشورهاي عربي را بسنجند، آنها را روي اين جنگ افزارهاي نوين آموزش دهند، فشار روي ايران بگذارند كه دست از سوريه بردارد و خود به معيارهاي سازمان ملل تن در دهد، و به ايران يك هشدار جدي بدهند. هشدار اين است كه ما خود را درگير مسير طولاني مجلس هاي خود و شوراي امنيت و مكانيزم هاي حقوقي نخواهيم كرد. ما اين كشورها را بجان شما خواهيم انداخت، همانگونه كه صدام حسين را بجانتان انداختيم. اينقدر همديگر را بكوبيد تا بي جان شويد. ما در پشت جبهه شما هم جنگ براه خواهيم انداخت. پان تركمن ها و پان تركيست ها و پان عربيست ها و بخش جدايي طلب بلوچ ها و كردها را هم به جان شما خواهيم انداخت. آنگاه، بقول آن مذاكره كننده اتمي لات منش جمهوري ايران چند سال پيش، بگرد تا بگرديم!

با درود به شما جناب استاد زعیم جناب استاد منظور شما از"آموزش هر زبان ديگري در كنار زبان رسمي آزاد است"اموزش در مدارس است یا اینکه در مدارس و دانشگاهها همه باید به زبان رسمی اموزش ببینند؟ با سپاس
سعید
همه كودكان كشور كه در برنامه آموزش اجباري (كه برقرار خواهد شد و رايگان خواهد بود) در مدرسه هاي دولتي تحصيل مي كنند به زبان رسمي تحصيل مي كنند. همه كودكاني كه در مدرسه هاي خصوصي به زباني بجز زبان رسمي آموزش مي بينند، اگر بخواهند مدرك هاي تحصيلي آنان به تاييد وزارت آموزش برسد، بايد درسهاي خود را به زبان رسمي آموخته باشند يا آزمونهاي اجباري را به زبان رسمي بگذرانند. شما هيچ كشور جهان را پيدا نمي كنيد كه در آن آموزش زبان رسمي اجباري نباشد. در دانشگاهها، وضع مي تواند فرق كند. همه دانشگاههاي دولتي به زبان رسمي آموزش مي دهند. هيچ مانعي ندارد كه دانشگاههايي خصوصي به زبانهاي خارجي يا محلي بر پا شود. دانشگاههاي امريكايي در كشورهاي ديگر به زبان انگليسي آموزش مي دهند. بودجه كشور بايد براي يكپارچگي و پيشرفت و سربلندي همه مردم در همه جاي كشور هزينه شود. آنها كه روي انحصار زبانهايي غير زبان رسمي به كودكانشان اصرار دارند، قصدشان جدا كردن فرهنگي و زباني و در نتيجه بيگانه سازي مردم ايران نسبت به يكديگر به قصد تجزيه است. به كشورهايي كه آنها وابسته هستند و با هزينه آنها اين تبليغات را عليه زبان رسمي ما مي كنند نگاه كنيد. كدامشان اجازه مي دهند كودكانشان به جز با زبان رسمي آموزش ببينند؟

با درود به شما جناب استاد زعیم 1.جناب استاد به نظر شما در ایران اینده یک نظام ریاستی بدون نخست وزیر با حضور یک معاون(همانند امریکا)بهتر از وجود یک نظام ریاستی با نخست وزیر(همانند روسیه)نیست؟ 2.برخی از احزاب قومی به ظاهر طرفدار یکپارچگی ایران دایما می گویند "در ایران اینده کودکان در مدارس باید بتوانند به زبان قومی خود تحصیل کنند".برای مثال اقای یوسف عزیزی بنی طرف در مصاحبه با صدای امریکا دوران حکمرانی تجزیه طلب مرتجعی چون شیخ خزعل را دوران طلایی خوزستان(البته ایشان به جای خوزستان ابتدا از واژه محمره و سپس خوزستان استفاده می کرد.یعنی همان واژه ای که صدام بکار میبرد)می داند و تلویحا از رضاشاه به دلیل سرکوب خزعل انتقاد کرد. در حالیکه پس از سرکوب شیخ خزعل هموطنان عرب و غیرعرب خوزستانی ما توانستند به مدرسه بروند و از ان دوران سیاه خزعل فاصله بگیرند.جناب استاد ایا اموزش به زبان محلی کودکان هر منطقه را قوم گرا تربیت نمی کند و به ضرر تمامیت سرزمینی و منافع ملی نیست؟ با سپاس
سعید
1. من نظام آينده ايران را ترسيم كرده ام. در "پشنهاد براي نجات ميهن" و در مصاحبه هايي مانند مصاحبه با يوحنا نجدي و سيروس ملكوتي. نظام آينده ايران پيشنهاد كرده ام كه رياست جمهوري برگزيده با راي مستقيم مردم و نخست وزير با پيشنهاد رييس جمهور يا مجلس شوراي ملي و راي مجلس شوراي ملي و مجلس مهستان باشد. در نظام امريكا، رييس جمهور معاون اول را بر مي گزيند و مردم هيچگونه دخالتي در آن ندارند، دمكراسي مبتني بر راي مردم را تضمين نمي كند. معاون رييس جمهور امريكا هيچكاره است و مردم هم او را هيچكاري مي شمارند و تاثير اندكي در انتخابات رياست جمهوري دارد، ولي در صورت مرگ رييس جمهور، معاون ناگهان رييس جمهور مي شود. اين درست نيست كه يك رييس جمهور به مردم تحميل شود. فلسفه اين كار اين بوده كه تا انتخابات بعدي سياستهاي كشور و بويژه حزب حاكم تغييري نكند. من ترجيح مي دهم نخست وزيري كه با راي نمايندگان مردم گماشته شده، جاي موقت رييس جمهور را پر كند. رييس جمهور مسئول اداره روزمره كشور خواهد بود و رييس جمهور مسئول سياست خارجي، تصميم گيري هاي كلان اقتصادي و جنگ و صلح خواهد بود. 2. مطرح كردن آقاي بني طرف توسط صداي امريكا و تكرار غيرعادي چندباره مصاحبه ايشان، و نيز طرح ميزگردهاي زير پرسش بردن فرهنگ و هويت ايراني توسط بي بي سي، نشانه عملياتي شدن طرح ديرباز تجزيه ايران است. البته نشانگرهاي زيادي اخيرا آشكار شده و اين طرح براي بهره برداري از ضعف و براي تنبيه جمهوري اسلامي است. از سال 1385، با هزينه عربستان و پشتيباني يك گردان از نيروهاي بريتانيا در جنوب عراق، حدود 50 هزار نفر مسلح در خوزستان هستند كه با جامه هاي سپيد و چفيه هاي مشبك سرخ كه تقريبا رايگان (هر دست دو هزار توامن) توسط عربستان در اختيارشان گذاشته شده، منتظر دستور هستند. در آذربايجان برآورد من حدود 10 هزار مسلح پان ترك آماده به خدمت هستند. يادم مي آيد در سال 1361، كه در اوين زنداني بودم، پس از دستگيري عوامل حزب توده، مي گفتند كه از خانه يكي از آنها 10 هزار كج كلاه روسي پيدا كردند و نشانه هاي ستاره سرخ براي سينه ها. 3. دوران خزعل بسيار سياه و خشن و عقب افتاده بود و اگر اشتباه نكنم عموي پدر من در مذاكرات براي كناره گيري او شركت داشت. 4. من درباره زبان مادري هم در مصاحبه قوميتي خود با حميد رضا مسيبيان سخن گفته ام و سياست آينده ايران را تشريح كرده ام. همه كودكان بايد با زبان رسمي آموزش ببينند. آموزش هر زبان ديگري در كنار زبان رسمي آزاد است. شما در امريكا هم اگر زبان رسمي راندانيد شهروندتان نمي كنند و كودكان و بزرگسالان همگي با زبان رسمي آموزش مي بينند. آموزش زبان هاي مختلف در شهرهاي مختلف پروژه بيگانه سازي شهروندان ايراني از يكديگر است كه شما براي سفر به يك شهر ايران نياز به مترجم داشته باشيد. تجزيه زباني پيش زمينه تجزيه سرزميني است. پان تركيست ها اين پروژه را پروژه "ختنه" مي نامند، يعني مردم را از طريق جدايي زباني از هم جدا كنند بدون اينكه بفهمند كه بر سرشان مي آيد!

روسها هر زمان لازم دانسته اند گماشتگان خودشان و یا حاکمان کشورها متمایل به خودشان را در وسط معرکه رها کرده و کشور مربوطه را دچار خسران نموده اند مثال«صدام - قذافی» و .... درپایان لازم میدانم جواب افسر روس « قلی اف» را در جواب اعتراض پیشه وری بیاد بعضیها بیاورم . بنا بدستور  قلی‌اف، افسر روس همراه پیشه‌وری، همه  باید تا فردا خود را به جلفا لب مرز برسانید.در برابرِ اعتراض پیشه‌وری پاسخ قلی‌اف عمق فاجعه را نشان میدهد. او  پاسخ داد:«سنی‌گتیرن، سنه دییرگت» (کسی که تورا آورد به تو می‌گوید برو!). اما نباید فراموش کرد که برخورد مغرضانه وغلط با این پیروزی و تائید نکردن این دست اورد بزرگ بدلیل ترس از بهره برداری مخالف ما باعث شد که برای ۶۰ سال به این دمل چرکین اجازه داده شد با افتخار به جعل حقایق ان دوران مبادرت کنند . مسائلی از این دست است که بدلیل عدم   صراحت مواضع باعث انحرافات مکرر میشود و تقاضای صف بندی مشخصتر سیاسی تعبیر بر "ناب"گونه انديشيدن میگردد.
 حمید

شما می توانید نظر خود را در مورد این مطلب بنویسید

   
 : نام ونام خانوادگي
 : توضیحات

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمائید
 
   
   
 

      



 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد