Friday, December 9, 2016   امروز ,   جمعه 19 آذر 1395 خورشیدی

جدیدترین خبرها

   
جبهه ملی ایران در دام « از ما بهتران » به مناسبت یکم آبان سالگرد بنیانگذاری جبهه ملی ایران بمناسبت دوم آبان 1382 سالروز برگزاری پلنوم جبهه ملی ایران ( اللهیار صالح ) اجازه میخواهم با استاد ارجمندم جناب آقای شاه حسینی گپی دوستانه داشته باشم . چون شاگردی که در محضر استاد مسائلی را مطرح میکند و بر این باور است که استاد از آن ناآگاه است . درحالی که استاد صلاح در این میبیند که خود را ناآگاه نشان دهد ، شاگرد نادانسته آنچه را که نباید بگوید، میگوید وانتظار پاسخ دارد . جناب آقای شاه حسینی ، امروز روی سخنم با شما و همپیمانان دیروزمان در شورای مرکزی جبهه ملی ایران است . البته نه از روی کین بلکه از روی صداقت وعلاقه و ارادتی که به شخص شما و آن عزیزان دارم ، میخواهم در این نوشتار کوتاه مسائلی را بازگو کنم که امکان دارد بر اثر مرور زمان از یادها رفته باشد. من تلنگری به گذشته میزنم وموجی ایجاد میکنم به امید آنکه همگان به خود آییم که کجا بودیم ، وچه میکردیم ، و حال کجا هستیم .، وچه میکنیم !؟
مرگ مشکوک شاهرخ زمانی فعال کارگری در زندان شاهرخ زمانی، فعال کارگری زندانی در رجایی شهر، روز یکشنیه ۲۲ شهریور ۱۳۹٤، بطور ناگهانی درگذشت. گفتند سکته مغزی کرده، ولی شاهدان عینی جسد گزارش داده اند که آثار کبودی و سیاهی را بر تن او دیده اند. سکته مغزی در جایجای تن ایجاد کبودی یا سیاهی نمی کند. سکته مغزی را اگر به هنگام به بیمارستان برسانند، احتمال بهبودی یا دستکم حالت کوما یا نیمه کوما وجود دارد، ولی او را یکسره برای کالبد شکافی به پزشگ قانونی بردند، که هنوز گزارش رسمی آن اعلام نشده است.
در اعتراض به محکومیت مهندس کورش زعیم، هموند جبهه ملی ایران، به یک سال زندان logo-jmao (1) هموطنان گرامی، چندی پیش مهندس کورش زعیم، فرد مبارزی که هیچ‌گاه جز آزادی، آبادی و سربلندی میهنش ایران دغدغه ای در دل و در سر ندارد و همواره خواهان حاکمیت ملت ایران از طریق انتخابات واقعاً آزاد است، از طرف ابولقاسم صلواتی ،، قاضی،، اطلاعات سپاه به اتهام ،،تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی،، به یکسال حبس محکوم شد. آنچه آمرین صلواتی از تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی می‌فهمند به احتمال زیاد مطالبیست که کورش زعیم در نامه سرگشاده خود/۲۱ تیر ۱۳۹۴ به آقای حسن روحانی با عنوان رئیس جمهور نوشته است. البته پس از این نامه آقای زعیم چند مصاحبه با رادیو ها و تارنماهای ایرانی و خارجی داشته که آخرین آن با فرستنده یورونیوز می باشد.
فهرست جرم های کورش زعیم: 1- تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی، یعنی اعتراض به فساد گسترده و ژرف، یعنی مخالفت با اتلاف بودجه کشور برای طرحهای غیرضروری کودکانه مانند پروژه هسته ای و صدها پروژه زیانبار سدسازی و نابودسازی کشاورزی و صنعت و میراث فرهنگی، یعنی اعتراض به بیسوادی، بی خردی و خیانت برخی مسئولان به منافع ملت و کشور، یعنی اعتراض به ایجاد شرایط برای تحمیل تحریم های بین المللی و نابو...د کزدن اقتصاد کشور و فقر و بیکاری و اعتیاد و فحشا و کودکان کار و میلیونها کودک ایرانی بیرون از مدرسه و فرار سالانه دهها هزار مغزهای پیر و جوان کشور و میلیاردها دلار ثروت از کشور، و غیره و غیره.
 

پیوند ها

 

www.facebook.com/kourosh_zaim


وبلاگ كورش زعيم  http://kouroshzaim.blogfa.com

کانون اندیشه و سخن: www.thinkiran.blogfa.com

 

آخرین مطلب

   
18 تير 1395

پیام به روحانیت راستین ایرانی

Image result for ‫خشکسالی‬‎

بیایید از نو بشکفیم! 

از: کورش زعیم

 

اروپا پس از تاریخ خونین هزارساله خود که آغشته به بیداد و جنایت و فساد و خرافات به نام مذهب بود، اکنون نماد صلح و رواداری و برابری همه مردم علیرغم باورهایشان شده است. ما هم کمابیش چنین تاریخ مذهبی خونین و آکنده از فساد و دروغ و خیانت به مردم و میهن را داشته ایم، که هنوز هم از آن رنج میبریم. آیا اینهمه دروغ و خرافات و فساد و حق کشی سدها ساله به بهانه مذهب که در سه دهه گذشته باززنده سازی شده، برای میهن ما بسنده نیست؟ در این سه دهه بنام دین بیش از سد سال به مردم و میهن ما آسیب وارد آمده و ما را به یکی از عقب افتاده ترین، فاسدترین و منفورترین کشورها درآورده، که اگر ادامه یابد بزودی نه اثری از دینداری و نه از ایران بجای خواهد ماند. در این زمان سرعت خیره کننده پیشرفت جهانی، سرعت پسرفت ما هم خیره کننده بوده است.

پاپ های کاتولیک در سده اخیر که خطر رویگردانی مردم از مذهب سختگیر و آکنده از خرافات خود را درک کرده بودند، روش مردمداری خود را تغییر دادند. پاپ جان پُل دوم یکی از آغازگران این تحول بود و اکنون پاپ اینوسنت شانزدهم آنرا به اوج خود رسانده و مذهب کاتولیسم را در مسیر خرافات زدایی و مردمگرایی قرار داده است. آیا زمان آن نرسیده که شما روحانیان خوب و واقع بین شیعه، هرچند که در اقلیت فاحش هستید و همبستگی هم ندارید، بکوشید پاپاهای نوگرای شیعه ایرانی شوید؟

شما که خود به خرافات و فساد دینی باور ندارید، چرا در برابر این همه دروغ و بی اخلاقی و فساد و خشونت هم صنفی های خود ساکت نشسته اید؟ اگر آیت خدا هستید و به حمایت خداوند ایمان دارید از چه می هراسید؟ شما هستید که گوش مردم ناآگاه و کم سواد و ساده لوح را در کنترل خود دارید، شما هستید که مردم فقیر و مستاصل به امید راست بودن معجزه امامان و امامزادگان، پول ته جیب خودرا صدقه میدهند و در ضریحها میریزند تا شاید معجزه ای در کاهش دردها و فقر و استیصال آنان رخ دهد. مسئولیت شما بس بزرگ و مردمیست، بویژه در شرایط خطیر کنونی که موجودیت کشورمان با سیاستهای روحانیان حاکم در تهدید است. سکوت شما در برابر کژی ها، نادرستی ها و ناراستی ها را تاریخ فراموش نخواهد کرد.

شما به غارت خزانه ملی در این سه دهه، بویژه در دهه گذشته که کشور به ویرانی کشانده شد، فقر و فساد به اوج تاریخی رسانده شد و زمینه برای جنگ داخلی و حمله بیگانگان فراهم آورده گشت بی اعتنا بودید. شما به هزار برابر شدن اعتیاد و تجاری شدن روسپیگری با تایید نهادهای مذهبی به نام صیغه ساعتی بی اعتنا بوده اید. شما به گسترش قاچاق رسمی، غارت رسمی اموال عمومی، انحصار و احتکار کالاهای ضروری مردم توسط نهادهای مذهبی و نظامی، و دهها فساد سازمان یافته دیگر ساکت بودید. شما به افت علمی دانشگاهها، با اخراج استادان فرهیخته و جانشینی استادان کم سواد، با گریزاندن دانشجویان نخبه از کشور و جانشینی درس نخوانهای سهمیه ای و غوطه ور شدن پزشگی و مهندسی و تخصصهای دیگر ما که شهره جهان بودند در نابلدی و بی اخلاقی، با حذف کتابهای درسی جهانپایه ما و جانشینی خرافات ساکت بودید. شما به حذف تاریخ و فرهنگ ایرانی در مدارس بی اعتنا بودید. آیا هیچکدام از اینها مشمول نهی از منکر نمیشود؟ آیا تنها تار موی دختران ما سزاوار اسیدپاشی به سیمایشان، شادی دانشجویان از فارغ التحصیلی، و درخواست حقوق معوقه کارگران سزاوار تازیانه است؟ آیا شما باید با سکوت خود اجازه دهید هم صنفی های شما امر به معروف و نهی از منکر را اینگونه وحشیانه تعبیر کنند؟ آیا در همه این اقدامات رسمی حکومتی آن هشت سال بوی خیانت برنامه ریخته شده به مشامتان نمی خورد؟

اگر امامزاده های شناسنامه دار کمتر از هزار تای پیش از انقلاب راستین بوده اند، شما به تجارت امامزاده سازی و افزایش آنها به یازده هزار در هشت سال برای بهره برداری از صدقات مردم بی پناه و ناامید و مستاصل بی اعتنا بودید. آیا این توهین به امامزاده های راستین شما نبود؟ آیا شما به بازیچه گرفتن ایمان مردم و اخاذی از آنان به نام مذهب بی اعتنا نبوده اید؟ آیا میلیاردها میلیارد پولهایی که از جیب تهی فقیران و دردمندان با امیدهای کاذب هر روز به ضریح ها و صندوقهای صدقه ریخته میشود، برای رفع رنج مردم و رفاه آنان هزینه میشود یا به جیب متولیان میرود تا هر روز ضیافت داشته باشند، کاخها در داخل و خارج کشور بسازند و آقازاده هایشان خودروهای میلیاردی سوار شوند؟ آیا امامان معصوم راضی هستند میلیونها مردم گرسنه و بیخانمان و معتاد گردند، و سرمایه کشور خرج زراندود کردن گنبدها و تجملی کردن آرامگاه هایشان در کشورهای دیگر شود؟ من نمی پندارم که روح امامان در آن دنیا از این نادانی و تظاهر و فساد خرسند باشند که از جیب فقیران بدزدیم تا بارگاه دنیایی آنان را مجلل نماییم و در این راه جیب خود را هم زراندود کنیم. آیا این اعمال فساد مالی، اخلاقی و بیرحمی به مردم است یا ترویج دینداری؟

 

 

ادامه دارد
13 تير 1395

چرا گفتمان اصلاح طلبی عقیم مانده است؟

از: کورش زعیم

در پاسخ به نوشتار آقای دکتر کاظم علمداری

http://zeitoons.com/10565

اصلاح طلبی، یک جنبش اجتماعی نبود، بلکه یک رقابت در درون نظام برای باز پس گیری قدرت بود. از آنجا که نظام جمهوری اسلامی با تندروی و خشونت ثبات یافته بود، و برخی شخصیت های "انقلابی" که خود را مالک نظام میدانستند پشت سر گذاشته شده بودند و نسبت به پشتیبانی آنان در شکل گیری حاکمیت بی وفایی شده بود، با این ترفند مردم را به سوی خود کشیدند تا جناح خودشان را حاکم کنند.

ولی اصلاح طلبان هیچ طرح و برنامه ای برای اداره کشور نداشتند، و هیچ راهبردی را تدوین نکرده بودند؛ نه برای کشور و نه برای ماندگاری خودشان. سپاه بی برنامه و ناپایدار و ناهمبسته اصلاح طلبی حتی خودش هم نمیدانست چه چیزی را میخواهد اصلاح کند. شرایط انقلابی باید بماند و احکام اسلام باید بر احکام مدنی ارجحیت داشته باشد. آنچه بطور موضعی سرانجام به فکرشان رسید "اصلاح" قانون مطبوعات و قانون انتخابات بود. بی ایمانی به جایگاه خودشان در میان مردم و سردرگمی "چه باید کرد" باعث شد که با نخستین نهیب فروشکستند. نه نمایندگان اصلاح طلب و نه رییس جمهورشان هیچکدام حتی برای گام کوچکی که میخواستند برای مردم بردارند هیچ پایداری نشان ندادند و از عهده انجام هیچکدام از قولهایشان برنیامدند، و حتا برای کم کردن فاصله خود با حاکمیت، بر دانشجویان معترض نهیب زدند که با آنان برخورد سخت خواهد شد. در نهایت تسلیم آنان در برابر حاکمیت خودکامه بود.

برای بسیاری از نمایندگان دریافت یک خودرو و دیگر امتیازات مهمتر از تعهدشان به رای دهندگان بود. دیگر کاری برایشان نمانده بود مگر تصویب آنچه حاکمیت اجازه میدهد.

از دیدگاه مدیریتی، آن جناح "سازندگی و اصلاحگری) که سپاه و بسیج و نیروهای امنیتی را وارد اقتصاد کشور کرده و اقتصاد کشور را از دست مردم گرفته و همراه با امتیازهای نابخردانه به نهادهای دولتی، نظامی و شبه دولتی داده بودند، خود از حفظ ابزار کنترل و مدیریت آنها ناتوان ماندند، زیرا برنامه مدونی برای کاربرد آن ابزار نداشتند. بزودی همان ابزار علیه خود اصلاح طلبان بکار برده شد و آنان را که هیچگونه همبستگی سازمانی ریشه داری نداشتند به انزوا و زندان و مهاجرت و بطور کلی بی خاصیتی کشاند.

این بی برنامگی در عین خودبزرگ بینی، عامل ناپایداری "اصلاح طلبی" بود؛ و این بی برنامگی به جناح تندرو که اکنون قدرتمندتر هم شده بود این توان را داد که در انتخابات ۱۳۸۴، شخصی ناشناخته و نادان و بی خرد را از ژرفای ناشناختگی، با مطرح کردن در دو شغل عمومی که در هر دو بی لیاقتی خود را ثابت کرده بود، در برابر نامزدهای شناخته شده ای به ریاست جمهوری برساند تا کنترل خود را برهمه ابزار حکومتی گسترانده باشند. من که در آن زمان عملکرد دولت اصلاح طلبی را نقد میکردم که حتی نمیتواند کابینه خود را خود برگزیند، در میزگردهای برخی دانشگاههای تهران درباره انتخابات پیش رو ( ۱۳۸۴) که من را به عنوان نماینده جبهه ملی ایران دعوت کرده بودند، پیش بینی کردم که شخص ناشناخته ای رییس جمهور خواهد شد و نه آن شخصیت های شناخته شده جمهوری اسلامی که در میزگردهای انتخاباتی شرکت میکردند و مدعی صلاحیت و محبوبیت بودند. چگونه بود که این آقایان (رفسنجانی، معین، کروبی، قالیباف، لاریجانی) که خود را سیاستمدار میدانستند و میخواستند کشور را اداره کنند، صدای پای اسب سیاهی را که در پشت سرشان تازانده میشد نمی شنیدند؟

ادامه دارد
12 تير 1395

رقابت در درون جمهوری اسلامی لایه های فساد را آشکار میکند


ساختار و اسکلت وجودی جمهوری اسلامی از رشته های درهم تنیده فساد ساخته شده که نهادهای نظام را بهم ارتباط داده و با دروغ و خشونت بر پا نگه داشته میشود.

یک جناح که اموال عمومی و دارایی و درآمدهای ملی را در ابعاد نجومی هزاران میلیاردی غارت کرده توسط جناح رقیب و مدعی، آشکارسازی و عنوان روزانه رسانه ها میشود.

جناح کلان دزد برای توقف رسانه ای شدن بیشتر غارتگری و ژرفای فسادشان، و رسیدن رسوایی به سطوح "بسیار بالا"، دستمزدهای کلان کارگزاران زیردست خود و جناح رقیب را که آنها نیز غالبا دزد و بیسواد و ناکارآمد و سرچشمه فروپاشی صنعت و کشاورزی و اقتصاد کشور بوده اند را آشکار میکند.

بازی، یک بازی موش و گربه است. هر دو جناح برای حفظ و دوام خود، علیرغم نارضایتی و نفرت مردم، تلاش میکنند. جناح کلان دزد میکوشد با ایجاد ترس و وحشت بوسیله اسیدپاشی بر چهره دختران، تازیانه بیرحمانه بر دانشجویان و کارگران محروم از حقوق خود، دستگیری و زندانی کردن فعالان مدنی، توجه مردم را از غارتگریها تا مدتی منحرف کنند تا برای پنهان کردن میلیاردها دلار پول ملت و فرصت فرار از کشور وقت بخرند. عوامل این جناح با نعره های عسس مرا بگیر و اظهارات تهدیدآمیز بین المللی و ضد امنیت ملی به دشمنان ایران پیام میده�`��8� که جمهوری اسلامی قابل اعتماد نیست، تا بلکه با کلید خوردن طرحهای ضد یکپارچگی ایران، در هرج و مرج و ناامنی و آشوب حاصل، فرصت فروش املاک و فرار با غنایم و نجات از مهلکه انتقام مردم فراهم شود.

ادامه دارد
24 خرداد 1395

پیشنهاد به مجلس شورای اسلامی

Image result for ‫مجلس شورای اسلامی‬‎

برای تصویب لایحه دروغ زدایی

به: جناب اردشیر لاریجانی، فرنشین مجلس شورای اسلامی در ایران

رونوشت: جناب حسن روحانی، فرنشین جمهوری اسلامی در ایران

کدبانان گرامی:

ما ایرانیان بخوبی می دانیم که سرچشمه همه پلیدی ها دروغ است. دروغ عامل فساد، عامل خشونت و نیز عامل خیانت به ملت و کشور است. ایرانیان راستین دروغ را بزرگترین گناه میدانستند و کسانی که امور کشور را بدست داشتند هرگز به ملت دروغ نمی گفتند. ما ایرانیان امروز که سدها سال است از این آیین نیکو دور افتاده ایم، و در زمان کنون بیش از هر دوران دیگر در تاریخ کشور به این بلا گرفتار آمده ایم، باید تلاش کنیم همانند نیاکانمان دروغ و ریا و نادرستی را از ذهن مردم، بویژه از ذهن دیوانیان کشور بزداییم. در این سی و چند ساله برپایی جمهوری اسلامی در ایران، بدتر از سده های گذشته، و در دوران دولت نهم و دهم به شدتی باورنکردنی، ما در هر سه زمینه نه تنها شکست خورده ایم که در ژرفای آنها فرو افتاده ایم.

مجلس شورا، هرچند که "ملی" نیست، ولی تعریف هموندی در آن نمایندگی "ملت" است، پس باید شایسته ترین سازمان مردم نهاد در کشور باشد، زیرا مسئولیت قانونگذاری کشور و نظارت بر اجرای آنرا و، بنابراین، بزرگترین مسئولیت برای دستیابی به خودسروری، پیشرفت و سربلندی کشور را بر دوش دارد. برای عملی شدن مسئولیت خطیر و تاریخ ساز زدودن دروغ از ارکان حکومت، که بدبختانه در درازنای زمان در تار و پود زندگی دیوانی ما درتنیده و امروز به زشت ترین شکل آن نمایان شده است، بایستی از فرهنگ ملی ما ایرانیان زدوده شود. این مجلس که ادعای نمایندگی مردم را دارد، می تواند در این امر بزرگ ملی پیشگام شود و نشان دهد که سیاست راستی و درستی است که سرچشمه نیکی و پاکی و نیکبختی است.

ادامه دارد
12 ارديبهشت 1395

روز جهانی کارگر و حقوق کارگر ایرانی

عباس امیرانتظام، داود هرمیداس باوند، علی رشیدی، کورش زعیم

تهران - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ (۱ مه ۲۰۱۶)


کارگران یک رکن بزرگ اقتصاد کشور را تشکیل می دهند، و ایجاد شرایط رفاه و امنیت شغلی برای آنان در توسعه اقتصادی پایدار از الویت برخوردار است. در ایران کهن، بر پایه کتیبه های داریوش بزرگ و لوح های گلین بجای مانده، نخستین قانون کارگری جهان در ایران وضع و اجرا شده است: حداقل دستمزد، حداکثر ده ساعت کار روزانه و تعطیل آخر هفته، مرخصی سالانه، مرخصی سه ماهه زایمان و مرخصی سه ماهه برای شیردهی. همه کارگران، زن و مرد، برای کار برابر مزد برابر و برای اضافه کاری یک و نیم برابر می گرفتند، و خوراک آنان متناسب با سختی کار، و سهمیه گوشت زنان باردار دوبرابر بود. کارگران ما پس از چهل سال خدمت بازنشسته می شدند و تا آخر عمر مستمری داشتند. در ایران ما هرگز کسی بیگاری یا بردگی نمی کرد. کارگران مهاجر از سرزمین های همسایه، و حتی سربازان اسیر شده دشمن همانند کارگران ایرانی کار می کردند و دستمزد می گرفتند. کارگران از اهمیت ویژه برخوردار بودند و تندرستی و رفاه آنها توسط قانونهای کشوری تامین میشد.

در ایران پس از سده هفتم میلادی، به علت تهاجم و غارتگری های بی امان که از شمال و جنوب میشد، و در نتیجه بجای یک دولت مرکزی، حکومتهای متعدد و همزمان در سراسر سرزمین ایران ایجاد شده بودند، قانونهای انساندوستانه ایرانی نسبت به کارگران هم فراموش شد و خوی بهره برداری غیرمنصفانه از کارگر، که با حضور قوم های مهاجم خشونتگرا در ایران رواج یافت. کارگر ایرانی بجای یک شهروند شریک در پیشرفت و رفاه کشور تبدیل به یک سرباز وظیفه اقتصادی برای رفاه قدرتمندان شد. کارگران وابسته به سیاستهای کارفرمایان بودند، و شرایط کاری و حقوق و مزایا تعریف شده نبود. از سوی دیگر، مهاجمان مغول و ترکان که بدون دانش و توجه به چرخه کشاورزی و تولید برای تهیه آذوغه پیوسته با زور و تهدید به روستاها مراجعه میکردند، به تدریج ساختار سنتی کشاورزی و تولید و ابسته به آنرا مختل و کشاورزان یکجا نشین را فراری داده تبدیل به عشایر متحرک کردند. زندگی عشایری ایران (بنا بر تاریخ کمبریج) در دوران حمله مغول و ترکان بوجود آمد. نادانی فرماندهان مهاجم که خود چادرنشین بودند ساختار کارآفرینی و کارگری ایران را که یکجانشینی لازمه آن بود، پاشاند.

ادامه دارد
5 ارديبهشت 1395

یکسد و یک سالگی کشتار ارمنیان بدست ترکان عثمانی

Image result for armenian genocide


کورش زعیم

پنجم اردیبهشت ۱۳۹۵خ - ۲۵ آوریل ۲۰۱۶م


تاریخچه مهاجرت ترکان به خاورمیانه
ترکان مردمانی بودند که در شمال آسیای میانه در حد فاصل مرزهای سینکیانگ مغولستان و قزاقستان زندگی میکردند و همانند پسرعموهای مغولشان در اسب سواری و تیراندازی ماهر بودند. ترکان مردمی جنگجو و بی اندازه وفادار به طایفه خود بودند. در سده هشتم میلادی، اسلام تا آمودریا گسترش یافته بود و ترکها با دین اسلام آشنا شدند و بسیاری به آن گرویدند. طایفه هایی از آنها در اواخر حکومت سلجوقیان به آناتولی کوچ کردند، گروهی هم به خدمت خلیفه عباسیان درآمدند. در اواسط سده نهم، ترکان در دربار خلیفه عباسی به قدرت یافتند و در سده یازدهم به اوج قدرت رسیدند. در ۱٠۷۲م که سلجوقیان بر امپراتوری بیزانس (روم خاوری) پیروز شدند، آناتولی در برابر نفوذ ترکان گشوده شد.
هلاکوخان مغول وقتی بخش شمالی رودخانه های دجله و فرات را تصرف کرد، ترکان را به باختر آناتولی راند. در ۱۲۵۸م، بغداد به دست هلاکوخان فتح شد و سپاهیان او بیش از یک میلیون مردم آن شهر را قتل عام و شهر را بکلی ویران کردند. مغولان سرانجام در نبرد عین جالوت که در ۱۲٦۱م، در نزدیکی اورشلیم میان هلاکوخان و سپاهیان مصر و دیگر کشورهای اسلامی که از پیشرفت مغولان وحشت زده شده بودند درگرفت شکست سختی خوردند و گریختند.
با شکست مغولان در عین جالوت، ترکان در منطقه کوچک خود در غرب آناتولی قدرت گرفتند و با سلجوقیان متحد و کم کم جانشین آنها شدند. رهبر آنها عثمان اول پسر "ارطغرل" بود. یکی از پادشاهان ترکان به نام سلطان محمد دوم در ۱٤۵۳م، کنستانتیناپولیس را فتح و به امپراتوری روم خاوری پایان داد و به "فاتح" معروف شد و نام شهر را "اسلام پولیس" یا اسلامبول گذاشت. این سلطان سلیم نوه سلطان محمد فاتح بود که در ۱۵۱٤م به ایران حمله کرد و در جنگ چالدران شاه اسماعیل یکم را شکست داد و غرب ایران (کردستان و عراق و آذربایجان) را تصرف کرد. در جنگهای بعدی آذربایجان پس گرفته شد.
تاریخچه ارمنیان در امپراتوری عثمانی
از سال ۱۴۵۳ میلادی که ترکان عثمانی به فرماندهی محمد دوم با گشودن شهر اسلامبول را به نام اسلام امپراتوری بیزانس را سرنگون کردند و امپراتوری ترکان مهاجر در آسیای کوچک پایه گذاری شد، به حذف شهروندان مسیحی با قتل عام  آنان پرداختند. عثمانی ها در طول سدها سال وجودشان پیوسته در جنگ بودند. آنها برای تصرف اروپا تا شهر وین پیشروی کردند، تا سرانجام اروپاییان در یک جبهه متحد در سال ۱٦۸٣م آنها را شکست دادند و به تدریج عقب راندند. ولی جنایتهای هولناک آنها در اروپای خاوری هنوز از یاد مردم آنجا نرفته، چنانکه پس از فروپاشی یوگوسلاوری انتقام جویی وحشیانه صربها علیه مسلمانان را برانگیخت. ارمنیان هم در نخستین فرصت برای تلافی در قره باغ به قتل عام ترکان مسلمان پرداختند. ترکان عثمانی بارها به ایران حمله کردند و هرچند در طی جنگهای متعدد در برابر صفویان به جایی نرسیدند، ولی جنایتهای وحشیانه آنها از خوی تا تبریز، بویژه در مورد مسیحیان ایران، و مناره سازی از سرهای بریده ایرانیان در تاریخ ایران فراموش نشدنی است که از سده های نخستین تسلط عرب بر ایران تا آن زمان پیشینه نداشته است. خشونتهای خارق العاده دولت عثمانی و از هم گسیختگی مدیریتی در امپراتوری عثمانی، آن را به "مرد بیمار اروپا" معروف کرده بود. 

ادامه دارد
4 ارديبهشت 1395

مناظره؛ زیر و بم مرحله دوم انتخابات مجلس دهم

با محمدصادق جوادی حصار، کورش زعیم، حسن شریعتمداری، کاظم کردوانی



http://gdb.rferl.org/26E3F671-F48D-40B1-9B4C-38DC36A5175B_w268.jpg


امير مصدق کاتوزيان
 
 ۱۳۹۵/۰۲/۰۵
 
 در پایان هفته گذشته جمهوری اسلامی ایران رسما اعلام کرد که مرحله دوم انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی نزدیک سه هفته دیگر در روز دهم اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد. به گفته محمد حسین مقیمی رییس ستاد انتخابات ایران در مرحله دوم ۱۳۸ نامزد در ۵۶ حوزه انتخابیه بر سر ۶۹ کرسی خالی و باقیمانده مجلس دهم رقابت خواهند کرد.
 
 مرحله اول انتخابات مجلس دهم هفتم اسفندماه سال گذشته برگزار شد. در مرحله اول ائتلاف حامیان دولت حسن روحانی و اصلاح‌طلبان معروف به حامیان لیست امید به پیروزی‌های قابل توجهی دست یافتند. به ویژه در تهران که هر ۳۰ کرسی نمایندگی را از آن خود کردند.
 
 
x اکنون اعتدال‌گرایان حامی دولت اصلاح‌طلبان امیدوارند با جذب اکثریت نمایندگان معروف به مستقل بیشتر کرسی‌های مجلس دهم را تصاحب کنند تا بتوانند برخی از آزادی‌های فرهنگی و مدنی را که وعده داده‌‌اند محقق کنند.
 
 آیا چنین هدفی امکان پذیر است؟ در مرحله دوم انتخابات مجلس دهم رای دادن به چه کار می‌آید؟ رای ندادن چطور؟ ،
 
کدام گزینه توسعه ایران را در پی دارد؟
 
 این پرسش‌ها را با چهار میهمان برنامه این هفته دیدگاه‌ها در میان گذاشتم. محمدصادق جوادی حصار، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در مشهد،‌ کورش زعیم، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران در تهران، حسن شریعتمداری، تحلیلگر سیاسی در هامبورگ و کاظم کردوانی، جامعه‌شناس سیاسی در برلن.
 
 دیدگاهها: مرحله دوم انتخابات مجلس دهم از نگاه محمدصادق جوادی‌حصار، کورش زعیم، حسن شزیعتمداری و کاظم کردوانی
  

ادامه دارد
1 ارديبهشت 1395

آزادی مذهب و عقیده در ایران آینده


گفتگوی شبکه تلویزیونی کلیسای جهانی ۲۲۲ (فرشید سیدمهدی) با کورش زعیم

نهم فروردین ۱۳۹۵خ ، ۲۸ مارس ۲۰۱۶م

سید مهدی: مایل بودم خودم را معرفی کنم. من فرشید سید مهدی، مسیحی مسلمان زاده، ازسال ۱۹۹۲ در خدمت شبانی کلیسای ۲۲۲ در هلند و در عین حال کارمند سازمان کلیسای جهانی ۲۲۲ میباشم. مسئولیت من در سازمان جهانیمان مدیریت شبکه تلویزیونی کلیسایمان میباشد. برای آشنائی بیشتر به این سایت مراجعه کنید: Farsinetwork. Com

پرسش ۱ : آقای زعیم، بسیاری از مسیحی زادگان ایرانی مانند ارمنیان و آسوریان و همچنین بخش بزرگی از مسیحیان نو کیش بعلت عدم وجود آزادی در ایران از دسترسی به منابع اعتقادی و آرمانی جبهه ملی محرومند و خاطره یا اطلاع زیادی از گذشته جبهه ملی ندارند، به همین دلیل با اظهار تشکر از شما که دعوت ما به این مصاحبه را قبول نمودید، میخواستیم از زبان شما بشنویم که در رابطه با آزادی مذهب و این مهم که مذهب رسمی ایران اسلام شیعه میباشد، نظر جبهه ملی ایران در این باره چیست و آیا جبهه ملی ایران اعتقاد به وجود یک مذهب رسمی برای ایران دارد؟ و اصولا در فردای آزاد سرزمینمان چنانچه جبهه ملی در راس حکومت قرار گیرد و تاثیر گذار در اداره مملکت باشد آیا ما باز دارای یک مذهب رسمی خواهیم بود؟

کورش زعیم: منشور جبهه ملی ایران که خودم یکی از تدوین کنندگان اصلی آن بوده ام (در ۱۳۵۸ ، ۱۳۶۵ و۱۳۸۴) با ذکر احترام برای دین مبین اسلام که مذهب بیشینه مردم ایران است، آزادی کامل همه مذهبها و باورها و برابری همه مردم ایران را تضمین کرده است: " بند 2- جدايي دين از حكومت: حکومت دین سالار، حاکمیت ملی را برنمی تابد و همبستگی ملی را آسیب پذیر می سازد. ما متعهد به استقرار حاکمیت ملی و حکومت برگزیده مردم هستیم که در آن هیچ کس فراتر از قانون برخاسته از اراده ملت نیست. با توجه به وي‍ژگيهاي ساختار جامعه ايران، همه شهروندان ايران باهر باور ديني دربرابر قانون برابر خواهند بود وحق مشاركت دراداره همه امور جامعه و كشور را بدون هيچ محدوديتي خواهند داشت. "

بنابراین، ما در قانون اساسی آینده ایران هیچ اشاره ای به دین و مذهب نخواهیم داشت و هرگونه تفتیش عقیده هنگام استخدام دولتی یا نامزدی انتخابات یا نامنویسی در مدرسه ها و دانشگاهها و غیره جرم خواهد بود. من بارها نوشته ام اگر در پرسشنامه های نامنویسی ادارات، دانشگاه ها یا انتخابات، از دین و مذهب شخص بپرسند، آن وزیر مربوطه باید بجرم تفتیش عقاید بیدرنگ برکنار شود. مراجع مذهبی هم باید از دخالت در قانون کشور با مقررات و قانونهای فرقه ای خود پرهیز کنند.

ادامه دارد
1 فروردين 1395

پیام نوروز ۱۳۹۵ و نیایش سال نو

Image result for ‫شیر‬‎

کورش زعیم

یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۵خ

سال نو را با این امید آغاز می کنیم که ایران عزیز و ملت بزرگ ما سرانجام آینده امیدبخشی را در افق مشاهده میکند. با این امید که سال نو آغازی برای برونرفت ستم و دروغ و غارتگری و خیانت، از میهن اهورایی ما باشد. به این امید که سال نو آغازی برای رهایی از خودکامگی، تنگ اندیشی و فساد ساختاری؛ و پگاهی برای بازگشت به راستی و آزاد اندیشی و سروری مردم باشد. نوید که ما ایرانیان سرانجام کشور خود را پس خواهیم گرفت و به جهانیان نشان خواهیم داد که این کهنترین ملت جهان، هنوز هست و تا ابد خواهد بود.

آزادگی، راستي و مردم سالاري در سرشت ما ايرانيان است. ما نه تنها هیچگاه خودکامگی مذهبی را برنتابیده ایم، که از هرگونه خودکامگی بيزاريم. ما با دروغ و فساد بيگانه ايم، و آنچه گرفتارش هستیم ویروسی است که به ما تزریق شده و ما را سرافکنده ملتهای جهان کرده است. در ایران راستین دروغ و دشمن برابر هستند، زن و مرد برابر هستند و تنها ملتی در جهان هستیم که زن و مرد "همسر" هستند نه شوهر و زن یا مرد و ضعیفه. ما به باورهای مذهبی مردممان تجاوز نمی کنیم، توهین نمی کنیم و تبعیض قایل نمی شویم. همه باورها، مذهب ها، گرایش های سیاسی یا اقتصادی، نژادها و قوم ها گرامی و برابرند. آنان که تفاوت قایل می شوند خائن به کشور و فرهنگ ایرانی هستند.

ما ایرانیان با فرهنگ شادي آفريده شده ايم، ما سیاهپوش و دروغین گریه کنندگان نیستیم. ما ایرانی هستیم و همه جشن های ایرانی را رسمی و بر پا خواهیم کرد. جشن بزرگ نوروز را، و جشنهای ملی مهرگان، یلدا و سده را به تقویم باز خواهیم گرداند. ما در روز جهانی کورش، روز ملی ایران را جشن خواهیم گرفت، پرچم سه رنگ شیر و خورشید خود را خواهیم افراشت و همه کشور را چراغانی خواهیم نمود و پایکوبی خواهیم کرد.

ادامه دارد
13 اسفند 1394

با یاد مردي كه هرگز نخواهد مرد


بررسی مدیریت در دولت ملی

سخنرانی کورش زعیم و پرسش و پاسخ در دانشکده فنی دانشگاه تهران

چهارشنبه ۱۲ اسپند ۱۳۹۴ خ

نزدیک به نیم سده از درگذشت دکتر محمد مصدق میگذرد. مردم ایران او را نمادي افسانه اي از دموكراسي و تعهد خدمت به مردم مي شناسند، و او را سرمشقي براي دولتمداران دلخواه خود ميدانند. افسانه مصدق داستان يك پهلوان ملي است كه در دوران سردرگمي و از خودباختگي و نااميدي ملي پديدار شد، با يكي از نيرومندترين استثمارگران جهان براي حقوق ملت مبارزه كرد و با سربلندي پيروزمند شد. او همچنین براي نخستين بار مردم سالاری را در ايران برقرار كرد و مزه شيرين آزادي را به مردم چشاند.

مبارزه او با سلطه بیگانگان و آن پيروزي ملي، در یک دموكراسي هرچند كوتاه مدت، در ذهن ما افسانه شده است. بیش از شش دهه است كه تجربه آن دوران مانند يك گنجينه ملي از دل به دل و نسل به نسل انتقال داده میشود. مصدق هرگز نمرده، و جاي یادبود و ستايش او در صفحه مردگان نيست. مصدق در دل همه مردم ايران مانند يك آرزو زنده و پوياست.

�R��A

نسل جوان ما كه تشنه خويشتن شناسي ملیست بايد بهتر مصدق را بشناسد، كه او كيست و چرا اينقدر محبوب بوده و هست. اگر مصدق را بشناسید، خود را به عنوان يك ايراني شناخته اید. نسل جوان بايد بداند كه مصدق روزي ميهنش را از ژرفاي نااميدي ناشي از تحقیرشدگی توسط بیگانگانی که بی اعتنا به خواست و نیازهای ملت ایران، کشور را غارت میکردند، و بی اعتنا به بیطرفی کشور در جنگ، کشور را اشغال و در سیاست کشور توسط مزدوران خود دخالت میکردند. او ملت را از خودباختگی و کشور را ار وابستگي سياسي و اقتصادی رها كرد و بلندای قامت ايران خميده را برافراشت تا جهان ایران را ببيند. جهان ایران راستین را ديد و كرنش كرد.

نسل جوان امروز ميداند چه ميخواهد: استقلال سياسي ميخواهد،‌ رفاه اقتصادي ميخواهد، فرصت برابر و مناسب براي رشد استعدادهاي خود ميخواهد، آزادي مدني ميخواهد و سربلندي بر پايه شايستگي خود ميخواهد. براي يافتن راه رسيدن به اين هدفها بايد به شناخت بهتر راه مصدق پرداخت. نسل جوان ما كه آينده ساز ايران است بخوبي ميداند كه انديشه آزادی گزینش، که مهمترین آزادیهاست، هميشه منفور خودکامگان بوده است. همه خودکامگان در سراسر جهان و تاريخ كوشيده اند كه انديشه هاي آزاديخواهانه را سركوب كنند و خاموش نگه دارند.

نسل جوان ما در جستجوي هويت ملي خود تشنه آگاهي است، آگاهي از اينكه او كيست و اينكه او چه بايد باشد. او به دنبال خود "بهتر" مي گردد و از بدي ها و پليدي ها و نادرستي ها و دروغ ها و خشونتها و بيرحمي ها بيزار و گريزان است. او به دنبال یک سرمشق دلخواه و آرماني برای خود ميگردد، که اين سرمشق را كورش بزرگ براي او آفريد و مصدق بزرگ باززنده سازي كرد. سرمشق آزادي و آزادگي، سرمشق راستي و درستي، سرمشق فرمانروایی مردم بر مردم و برای مردم، احترام به راي و اراده مردم و حقوق برابر براي همه شهروندان.

ادامه دارد
8 اسفند 1394

انتخابات و پیامدهای آن

میز گرد برنامه دیدگاههای رادیو فردا (امیرمصدق کاتوزیان)

با شرکت قاسم شعله سعدی، کورش زعیم و تقی رحمانی

۸ اسپند ۱۳۹۴ خ

سلام، امیرمصدق کاتوزیان هستم در کنار شما و سه میهمان برنامه این هفته دیدگاهها که پس از انتخابات روز جمعه، به بررسی پیامدهای احتمالی آن نشسته اند. قاسم شعله سعدی نماینده دوره سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی و کورش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، هر دو در تهران، و تقی رحمانی فعال و تحلیلگر طیف ملی مذهبی در پاریس.

کاتوزیان: با خود فضای انتخاباتی شروع کنیم، آقای شعله سعدی، به نظر شما که نماینده دوره سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی بودید، این انتخابات از چه ویژگی برخوردار بود از لحاظ سلامت، رقابت، رغبت شهروندان به مشارکت در مقایسه با انتخابات دوره ها پیشین مجلس؟

شعله سعدی: بالاخره از زمان ۷۶ انتخابات که آقای خاتمی انتخاب شدند به این طرف، فضای عمومی جامعه، افکار عمومی، در مخالفت با محافظه کاران رقم خورده به انحای مختلف. و از آنجا که نهادهای انتصابی در اختیار آنها هست، و بعضا نهادهای انتخابی را هم تحت مدیریت نهادهای انتصابی در اختیار آنها قرار گرفت، مانند مجلس نهم، مجلس پنجم، مجلس هفتم وهشتم، و دو دوره احمدی نژاد، در اینها مدیریت نهادهای انتصابی تعیین کننده بود در موفقیت اینها، اما افکار عمومی یک چیز دیگری را دنبال میکند. یعنی کوچکترین روزنه و مصبی که افکار عمومی سراغ بگیرد کار خودش را میکند. برای نمونه انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، با اینکه بالاخره آنهایی که انتخاب شده بودند و از شورای نگهبان عبور کرده بودند، بالاخره به کسی رای دادند که بیشترین زاویه را با نهادهای انتصابی داشت. و الآن هم که در این انتخابات فعلی مجلس و خبرگان، دیدیم که شورای نگهبان قریب به اتفاق اصلاح طلبان و مستقلین را رد صلاحیت کرد، اما همین تعدادی که بالاخره از دستشان دررفت و از ... عبور کرده، با نتایج اولیه که اعلام شده تا حالا، میدانیم که شکست خیلی جدی نصیب محافظه کاران شده. و این نشان دهنده اینست که افکار عمومی راه خودش را دارد میرود، مردم راه خودشان میروند، و نهادهای انتصابی دارند با این گرایش عمومی مردم ایجاد موانع کرده اند تا حالا. بالاخره یک روزی اینها مجبور میشوند به این قوت افکار عمومی و خواست مردم تمکین کنند و تسلیم آن بشوند.

کاتوزیان: ممنون آقای شعله سعدی، آقای زعیم رای دادن میر حسین موسوی و زهرا رهنورد دو رهبر انتخابات سال ۱۳۸۸، را شاهد بودیم در روز جمعه از حصر، و خواست مهدی کروبی، رهبر سوم همین اعتراضات برای همین اقدام که ناکام ماند. چه چیزهایی را شما مشاهده کردید که با پیش بینی هایتان جور در میامد و شاهد چه رویدادهایی بودید که پیش بینیش را نمی کردید؟

کورش زعیم: من اولا" پیش بینی کرده بودم که، در تحلیلی که داشتم، در این انتخابات تندروها و اصولگرایان تندرو که مخالف برجام و توافق هسته ای و دولت روحانی بودند شکست سختی خواهند خورد. ولی اهمیت این انتخابات، سوای اینکه ما بعنوان یک سازمان ملی و قدیمی شرایط شرکت در آنرا نداشتیم، بسیار برای رفع تحریم ها و موفقیت برجام تاثرگذار خواهد بود. بهمین دلیل آقای روحانی نامزدهای اصلاح طلب را، به عقیده من، یا جمعشان طوری چیدمان کردن که آن اصلاح طلب هایی که شناخته شده بودند و معروف بودند و پیشینه منفی هم داشتند، آنها نباشند. بیشتر اصلاح طلبانی که توی فهرست بودند شخصیت هایی بودند که زیاد شناخته شده نبودند. و بنابراین بار منفی را دیگر با خودشان حمل نمی کردند و به عقیده من موفق هم یا هستند یا خواهند بود. آنچه که مهم است اینست که هیچ حزب یا شخصیتی که در انتخابات شرکت کرد، هیچ برنامهُ پلاتفورم یا اینکه من چکار خواهم کرد و چه مطالبی را مطرح خواهم کرد در مجلس برای کشورم و چه خدمتی را در پیش دارم یا پیشنهاد میکنم که انجام بدهم، نبود. یعنی همینطور آمده بودند. به عقیده من چیدمان برای رای آنها در مجلس بود، نه اینکه از خودشان هیچ اظهار وجودی بکنند. چون روحانی نیاز دارد که برای تحقق برخی قولهایی که داده، از یک مجلس همسو بهره بگیرد. و این کار را به عقیده من با این چیدمان کرد و فکر میکنم که موفق هم خواهند بود. بیشتر..

کاتوزیان: ممنون آقای زعیم...

کورش زعیم: یک جمله دیگر هم اگر اجازه بدهید: میخواستم بگویم اینکه، البته شاید واژه بیشتر اغراق باشد، ولی بسیاری از مردم که رفتند رای دادند که در شرایط گذشته رای نمی دادند، برای این نبود که به این نامزدها رای بدهند، برای این بود که برخی از چهره هایی که نامزد شده بودند، توی مجلس نروند، یا توی مجلس خبرگان نروند.

ادامه دارد
7 اسفند 1394

میزگرد رادیو فردا با حضور کوروش زعیم، عمار ملکی و مهدی مهدوی‌ آزاد

۷ اسفند ۱۳۹۴خ


۱۳۹۴/۱۲/۰۷

انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی و پنجم خبرگان رهبری از ساعت هشت صبح روز جمعه هفتم اسفند در سراسر ایران آغاز شد. رادیو فردا در ویژه برنامه‌ انتخاباتی خود، اخبار و تحولات این انتخابات را پوشش داده و میزگردهایی با حضور کارشناسان و تحلیلگران سیاسی درباره زوایای مختلف این دو انتخابات برگزار کرده است. در این میزگرد رادیویی، کورش زعیم، عضو جبهه ملی از تهران، عمار ملکی، استاد دانشگاه در هلند و مهدی مهدوی‌آزاد، تحلیلگر سیاسی در اروپا شرکت کرده‌اند که گزارش آن را در زیر می‌شنوید.

میزگرد رادیو فردا درباره انتخابات هفتم اسفند با حضور عمار ملکی، مهدی مهدوی ‌آزاد و کوروش زعیم

گوینده: مهدی مهدوی آزاد، تحلیلگر سیاسی در اروپا، عمار ملکی، استاد دانشگاه در هلند، کسانی هستند که هم اکنون روی خط تلفن همراه ما هستند، و البته کورش زعیم، عضو جبهه ملی، از تهران به ما پیوست تا نظراتشان را بشنویم درباره انتخاباتی که امروز در حال انجام است. آقای ملکی اول از شما شروع بکنم درباره مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات. میخواستم از هر سه میهمان برنامه بپرسم که سریع بگویید موضعتان چه هست؛ و آیا طرفدار مشارکت در انتخابات هستید یا تحریم انتخابات. آقای ملکی اول شما بفرمایید.

عمار ملکی: سلام عرض میکنم خدمت شما و شنوندگان و مهمانان محترمتان. من واقعیتش این است که اگر بخواهم در این دو انتخابات بصورت خلاصه بگویم، من قاءل به یک نوع مشارکت حداقلی هستم. یعنی کسانی که پایگاه اصلاح طلبان هستند و فکر میکنند که شرکت آنها باعث شود که افرادی معدود افرادی موجهی در مجلس باشند که بتوانند به حکمرانی خوب به نحوی در سیاسستگزاری ها کمک بکنند قایل درک است رای دادنشان میتواند موجه باشد بشرط اینکه افرادی باشند که سابقه خوبی داشته باشند حداقل موجه باشند، کارشناسان درستی باشند. اما در مورد مجلس خبرگان، من تحلیلم اینست که اساسا چون مجلس خبرگان بالذاته با اصل دموکراسی در تضاد است و مجلسی است که دموکراسی را محدود بکند، اساسا اصالتش را نادرست میدانم، از سوی دیگر فکر میکنم رد صلاحیت ها وضعیتی را ایجاد کرده مجلس خبرگانی که بتواند تعیین کننده باشد حتی برای انتخاب یک رهبری مشروطه خواه باشد در مفهومی که میگویند مشروطه کنیم ولایت فقیه را وجود ندارد امکان، من مخالف شرکت در مجلس خبرگان هستم و فکر میکنم با این سیاستی که مخصوصا از اصلاح طلبان پیگیری کردند برای نگاهی سلبی شرکت کردن برای حذف چهره هایی خاص، ایراداتی جدی دارد گرچه بطور نمادین میتواند خوب باشد برای شرایطی که تغییر خواه هستند ایجاد یک شکاف و تضاد جدی اگر در درون حاکمیت بکند شاید مفید باشد و این مبنایی نیست که بخواهم بگویم حامی شرکت در مجلس خبرگان هستم.

گوینده: آقای مهدوی آزاد شما چه فکر می کنید؟ آیا شما جزو طرفداران شرکتید یا تحریم؟

مهدوی آزاد: منهم سلام عرض میکنم خدمت شما، درود به شنوندگان و عرض ادب به میهمانان محترم. من حتمن طرفدار شرکت هستم. حتا در سال 92 در آن شرایط سختگیرانه طرفدار شرکت بودم، مخصوصن این دوره که می توانیم بگوییم انتخابات نیست، یک رفراندوم تمام عیار سیاسی اجتماعی پیش روی ماست. اگر طیف بندی جناح های سیاسی ...

گوینده: آقای مهدوی آزاد ببخشید شما را قطع میکنم، چون در مورد جزییاتش حتمن صحبت می کنیم. حالا میخواهیم سریع بفهمیم که هر کدام از میهمانانمان چه موضعی دارند. اگر اجازه بدهید از آقاق زعیم، البته ایشان عضو جبهه ملی هستند و جبهه ملی هم موضعش تحریم انتخابات بود، ولی باز هم بپرسیم که، آقای زعیم شما شخصن هم مانند جبهه ملی طرفدار تحریم انتخابات هستید یا نه؟

کورش زعیم: ببینید، ما یک سازمان سیاسی هستیم. تحریم کردن یعنی تعیین تکلیف کردن برای مردم کار درستی نیست، و ما هم نکردیم. ما فقط گفتیم که شرکت نمی کنیم. دلیل شرکت نکردنمان را هم اعلام کردیم، به دلیل اینکه شرایط دموکراسی در سیستم انتخابات وجود ندارد و ما خودمان خذف شده هستیم و نظام جمهوری اسلامی جبهه ملی و دیگر سازمانهای ملی را به رسمیت نمی شناسد، بنابراین چون ما خودمان نمی توانیم شرکت کنیم، بنابراین ما در انتخابات شرکت نمی کنیم. ولی ما هرگز تعیین تکلیف برای مردم نمی کنیم.

ادامه دارد
19 بهمن 1394

انتخابات، جبهه ملی، و همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران


گفتگوی نشریه ندای آزادی با کورش زعیم

۱۹ بهمن ۱۳۹۴خ

پرسش ۱ :

آقای زعیم، مدتیست که از نامنویسی داوطلبان کاندید شدن در انتخابات آینده سپری شده. نامنویسی شما و بخشی از یارانتان در تهران و شهرستانها باعث بحثهای زیادی در جراید، سایتها و رادیو تلویزیونهای فارسی زبان، بخصوص خارج کشور، در مخالفت و موافقت با شرکت شما و یارانتان در این نامنویسی گردید. ما بر این عقیده بودیم که این حرکت شما یک حرکت نمایشی بجا و درست در جهت به چالش کشیدن رژیم و بالاتر از همه بیان برداشتتان از یک انتخابات آزاد و تضاد آن با انتخابات غیر آزاد در جمهوری اسلامی بود. در اینجا تفاوت آشکار بین خارج و داخل کشور بچشم میخورد. بخش بزرگی از فعالان سیاسی مقیم خارج سالهاست که عادت فقط بمخالفت دارند و بامید روز نامعلومی که یک آلترناتیو دموکرات، آنهم در خارج کشور، بوجود بیاید با هرگونه حرکتی در داخل کشور که بنوعی حمایت از بخشی از رژیم تعبیر گردد شدیدا مخالفت میکنند و آنرا نوعی مشروعیت بخشیدن به رژیم مینامند بدون اینکه خود قادر به نشان دادن کوچکترین چشم اندازی از نوعی تحول و یا راه حلی برای تغییر وضع موجود باشند. مایلیم نظرتان را در اینمورد بدانیم.

کورش زعیم :

پاسخ من در پرسش شما وجود دارد. ما با دوستان میهن پرست و واقع گرایمان، با بیانیه های مطالبه گرایانه و افشاگرایانه به یک حرکت نمادین دست زدیم تا نشان بدهیم چقدر این نظام بسته، فرقه ای و مخالف حقوق شهروندی مردم است. پرشمار بودن مراجعه کنندگان برای نامنویسی نامزدی مجلس ، بی نظمی در سامانه سیاسی کشور را نشان داد، که اجازه فعالیت به حزبها و سازمانهای سیاسی مستقل را نمیدهد. اینکه بیش از ۲۴۰ حزب جناحی وابسته به نظام قدرت و هر کدام با چند نفر عضو درست کرده اند، بیشتر به استهزای ملت ایران می ماند تا فعالیت سیاسی. اگر حزبهای سیاسی مستقل از نظام اجازه فعالیت داشتند، هر حزب با توجه به شایستگی و محبوبیت مردمی اعضایش نامزدهای خود را معرفی و برایشان تبلیغ می کرد. حال که این شرایط وجود ندارد، و بیش از سه دهه است که وجود ندارد. ما دو راه در پیش داشتیم: یا مانند بسیاری از منتقدان برونمرزی از راه دور با هرگونه کنشگری مخالفت کنیم و هرکاری را بجز تحریم انتخابات مشروعیت بخشیدن به نظام موجود بخوانیم؛ یا ۳۷ سال دیگر منتظر یک معجزه شویم تا بلکه نیش های فرورفته در تن رنجور ملت ایران را، لابد "دیگران"، بیرون بکشند و آقایان پیروزمندانه به وطن بازگردند و ریاست ها را بدست بگیرند. ولی ما با حرکتهای اعتراضی و چالشگرانه مسالمت آمیز هم مردم را هشیار میکنیم و هم حاکمیت را نگران هشیاری مردم. ما همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران را بهمین منظور بنیانگزاری کردیم تا از آن در فرصت مناسب، که انتخابات این فرصت را فراهم میکند، برای آگاه کردن مردم از اینکه چه حقوقی را از آنها سلب کرده اند بهره برداری کنیم. اگر زمانی بجز در دوران انتخابات دست به چنین افشاگری میزدیم، تاثیری نمیگذاشت و مردم توجه چندانی به آن نمیکردند.

ما در انتخابت ۸۸ هم دست به برنامه مشابهی زدیم. همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر را که در ۸۷ بعنوان یک اﺋتلاف انتخاباتی ایجاد کرده بودیم، در ۸۸ به یک همبستگی تبدیل کردیم. مانیفست انتخاباتی " پیشنهاد برای نجات میهن" و ضرورت تشکیل یک دولت موقت را برای جلوگیری از سقوط آزاد اقتصادی و اجتماعی که برای کشور پیش بینی میکردیم منتشر کردیم؛ که منجر به زندانی شدن من و شماری دیگر از فعالان سیاسی دموکراسی خواه شد.

برخی هم میهنان برونمرزی که از فاصله هزاران کیلومتری شهامت خود را با انتقاد از ما نشان میدهند، بر دو دسته هستند: یکی آنان که، همانند همه ما ایرانیان، خود را صاحب "تنها" تحلیل سیاسی درست و "تنها" راهکار درست می دانند و حاضرند تا پایان عمر خود در حسرت ناممکنی آن زندگی کنند. برخی از این مخالفان حرفه ای خود را باسوادتر، آگاهتر، خردمندتر، هوشمندتر و حتا فداکارتر و باشهامت تر از ما کنشگران سیاسی درون ایران بشمار میاورند. نه اینکه همه اینها را نباشند، ولی کاش ما را به شاگردی خودشان می پذیرفتند و دستکم نمره تجدیدی به ما میدادند! و دیگر کسانی هستند که ممکن است زیر فشار باشند و تایید یا تشویق ما شاید برایشان هزینه داشته باشد.

ادامه دارد
6 بهمن 1394

گزینه های روحانی درباره انتخابات

Image result for ‫روحانی‬‎

از:  کورش زعیم

راهکار پیشنهادی به دولت روحانی برای رد صلاحیت تندروان و دلواپسان:

دولت روحانی می تواند با عنوان کردن ضرورت بررسی موارد زیر تا روشن شدن واقعیت، برگزاری انتخابات را عقب بیاندازد:

1- از آنجا که اکثریت مخالفان انتخابات آزاد کسانی هستند که متهم به رشوه گیری و کسب ثروت از راههای غیرقانونی هستند، وزارت اطلاعات میتواند طی گزارشی به رییس جمهور یا وزارت کشور افشاگری کند. وزارت کشور آنگاه میتواند با افشای نامزدان متهم به اختلاس و رانتخواری و کسب ثروت نامشروع آنان را رد صلاحیت کند. همان افشا شدن فساد آنان مردم را از رای دادن به آنان باز میدارد. کوچکترین نمونه بارز، کسانی هستند که از سعید مرتضوی رشوه گرفته اند.

2- بیشتر نمایندگان کنونی مجلس و نیز کسانی که از اردوگاه تندروان و دلواپسان دارای مدرک تحصیلی ساختگی یا فرمایشی هستند، سوادشان با مدرک تحصیلیشان همخوانی ندارد یا درباره تحصیلات خود دروغ گفته اند. اینها را میتوان پس از بررسی مدارک تحصیلیشان توسط وزارت علوم رد صلاحیت کرد.

3- کسانی ضریب هوشی زیر 100 دارند، (این را روانشناسان میتوانند ارزیابی کنند یا وادار به آزمون هوش شوند،) شایسته نمایندگی مردم نیستند و باید رد صلاحیت شوند. معیار حداقل هوشمندی برای کسانی که در مجلس یا رده های بالای دولت خدمت می کنند ضریب هوشمندی 120، و از طبقه هوشمند جامعه باشند (ضریب 140 به بالا در رده "بسیار هوشمند" تا نابغه بشمار میاید). من می پندارم که بیشینه نمایندگان مجلس کنونی ضریب هوشی 80 به پایین دارند.

ادامه دارد
10 دی 1394


شادباش سال نو ۲۰١٦

کورش زعیم

من سال نو ۲۰١٦ میلادی را به همه ایرانیان مسیحی   و دوستان مسیحی ایرانیان در سراسر جهان شادباش می گویم؛ و امیدوارم که این سال نو نوید دهنده تهولاتی به سوی آزادی و نجات ملت ایران از ستمگری و فساد باشد، تا ما ایرانیان بتوانیم سال نو را آغازی نو بدانیم.

روند پاکسازی جهان از رژیم های ستمگر و دولتهای استعمارگر در طی هفت دهه گذشته، و امروزه بیرون آورده و آشکار شدن واپسگرایی و تروریسم مذهبی نشان می دهد که جامعه جهانی برای یک تمدن نوین آماده سازی می شود. جهانگرایی هرگز بدست نخواهد آمد مگر اینکه همه کشورهای جهان مردمگرا شوند و حقوق بشر سازمان یافته گردد.

بازگشت طاعون افراطگرایی مذهبی و خشونت وحشیانه، و بازگشت دسیسه های سیاسی بین المللی برای هدفهای تاریخ گذشته گسترش ارضی و رویاهای استعمارنو، این نوید را می دهد که این بار آنها برای همیشه ریشه کن و نابود شوند. این اراده جامعه بشریست تا بتواند به نظم نوینی از همبستگی سیاسی دست یابد، آرمانی که نخستین بار کورش بزرگ ۲٦ سده پیش بنیانگذاری کرد.

رژیم های ستمگر، فاسد و منفور که تا حدود سد سال پیش بر بیشتر کشورهای جهان حاکم بودند اکنون به شمار انگشتان دست کاهش یافته اند؛ ولی شوربختانه بیشترشان در خاورمیانه هستند. آنان که هنوز باقی مانده اند از سرنوشت دیکتاتورهایی چون میلسویچ، صدام حسین، معمر قذافی، و امروز بشار اسد که کشورش ویرانه شده و مردمش قتل عام یا آواره شده اند، درس عبرت بگیرند.

ادامه دارد
 

 

جستجو در سایت

 

 

فهرست موضوع ها

 

      جمهوری اسلامی
      انتخابات در ایران
      حقوق بشر در ایران
      سیاست خارجی ایران
      اقتصاد ایران
      میراث فرهنگی و تاریخی
      کورش بزرگ
      پاسارگاد و تخت جمشید
      دموکراسی و سکولاریسم
      جنبش های ملی ایران
      جنبش ملی کردن نفت
      جبهه ملی ایران
      چهره های ملی ایران
      بحران هسته ای ایران
      خلیج پارس
      دریای مازندران
      سازمان ملل متحد
      شورای امنیت
      شورای حقوق بشر
      دیوان کیفری بین المللی
      یونسکو
      آسیای میانه و قفقاز
      خاور میانه
      خاور دور
      اروپا
      امریکای شمالی و جنوبی
      درباره من
      فرتور ها (عکس ها)
      English
 
 
 

 پیشنهاد ها و نوآوری ها

 

کلیه حقوق این وب سایت مربوط به کوروش زعیم ،محفوظ می باشد و هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد